آموزش تخصصی دف نوازی در قالب کتاب و نرم افزار

مشق عشق، تنها تولیدکننده مجموعه های آموزش دف در قالب کتاب و نرم افزار آموزش دف می باشد. مشق عشق در زمینه تولید نرم افزار آموزش ریتم و آموزش دف مجموعه هایی متشکل از سی دی آموزش دف ، کتاب آموزش دف ،کلاس دف مجازی و ... ارائه می دهد که افراد علاقمند به یادگیری دف نوازی بتوانند تنها با در اختیار داشتن یک رایانه و یک ساز دف ، هنر نواختن دف را به شکلی اصولی و ساده در یک محیط نرم افزاری صمیمی و راحت بیاموزند.
مجموعه های مشق عشق هم برای آموزش اصول دف نوازی و نیز تکمیل مهارتهای فردی و ریتم سازی به کار هنرجو می آیند و هم توانایی او را در گروه نوازی دف به طرز چشم گیری ارتقاء می بخشند.ایقاع و مقام های دف نوازی در توجه مشق عشق قرار دارند.
سری مشق عشق ، از دو بخش کلی تشکیل شده است ، بخش آموزشی و بخش کمک آموزشی.بخش آموزشی می تواند نقش خود آموز دف را داشته باشد و جایگزین خوبی برای کلاس دف باشد و بخش کمک آموزشی آموزش دف نوازی را با کمک سی دی دف که بصورت نرم افزار آموزش تصویری دف می باشد را ایفا می کند.کلاس مجازی مشق عشق این امکان را به هنرجو می دهد، که خود را در یک کلاس دف واقعی تصور کند.


آثار منتشر شده مشق عشق ،

هفت چشمه (هفت قطعه دف نوازی برای دوره مقدماتی) نرم افزار آموزش دف

دفتر اول (آموزش دف نوازی دوره مقدماتی و متوسطه) کتاب و نرم افزار آموزش دف

لب چنگ یا زنبورک



زنبورک یکی از کهنترین سازهای موسیقی جهان است.
زنبورک یکی از سازهای زبانه‌ای (lamellaphone) از رده سازهای لرزشی (idiophone) دهانی است. این ساز از یک میله یا زبانه قابل انعطاف فلزی یا از جنس خیزران تشکیل شده که به یک قاب متصل است. ساززننده این میله را در دهان خود قرار داده و با انگشتش میله را به لرزش در می‌آورد و تولید نت‌هایی می‌کند. نوازنده، قاب زنبورک را در میان دندان‌هایش می‌گیرد و با اینکار آرواره و دهان او به عنوان تشدیدگر صدای ساز عمل می‌کند.
زنبورک در بسیاری از فرهنگ‌های گوناگون حضور دارد و دست کم ۴۰ نام گوناگون در زبانهای مختلف برای آن وجود دارد. ساز زنبورک با جادوباوری و آیین‌های شمنی ارتباط دارد زیرا صدای لرزشی آن را خلسه‌آور می‌دانند.
برخی ریشه زنبورک را از خاورمیانه و اقوام یهودی دانسته و برخی آن را به آسیا شرقی نسبت می‌دهند . در هر حال ساختمان ساده این ابزار نشان می‌دهد که می‌تواند منشا واحد نداشته و توسط اقوام گوناگون به شکل جدا گانه ساخته شده باشد .
لازم به ذکر است که زنبورک با اصول حاکم بر موسیقی کلاسیک و موسیقی مدرن مطابقت ندارد و توانایی اجرای نت های گام های موسیقی مثل گام مینور و ماژور را ندارد . از این رو در ساز نامیدن یا ننامیدن آن اختلاف نظر وجود دارد و در منابع آکادمیک رشته موسیقی و در کتب ساز شناسی به عنوان ساز محسوب نمی‌گردد .
در ضمن مي توان از استاد محمد حسين بيگل يكي از بهترين زنبورك نوازهاي ايران نام برد گذشته از این حسن عطائیان و حامد اسلامیه هم از نوازندگان در قید حیات این آلت موسیقی خاص می‌باشند .

ساز کوبه‌ای کونگا

کونگا ,conga ,در اصل یکی از آلات موسیقی در کوبا است . سازی که از دل محله های فقیرنشین کوبا رشد کرد و به یک ساز جهانی تبدیل شد.


این ساز از لحاظ ریتم «مادر سازهای کوبه ای» نامیده می شود . اسم کونگا از اسم مکانی در آفریقا به نام «کونگولیس» گرفته شده است .
این ساز یکی از زیر مجموعه های « رومبا » است . رومبا در موسیقی کوبا به معنی جشن یا روز مقدس است . کونگا مهمترین همراه کننده
و در واقع مکمل ساز درامز است.این دو ساز لازم و ملزوم یکدیگرند.سیستم ریتمیک این دو ساز به این صورت است که درامز ریتم ها و ضربه های سرضرب را اجرا می کند و کونگا ضدضرب های ریتم را همزمان با سر ضرب درامز اجرا می کند که قرار گرفتن و شنیدن سرضرب و ضدضرب همزمان با هم بسیار خوش رنگ شنیده می شود.کونگا از لحاظ ریتم چندین تفاوت با بقیه سازهای کوبه ای دارد که این تفاوت ها به شرح زیر است:

- کونگا کلیه ریتم ها را به صورت ضدضرب اجرا می کند در حالی که بقیه سازهای کوبه ای خود ضرب را اجرا می کنند.
- کونگا همانند سازهای کوبه ای دیگر ریتم های مختلفی در کسر میزانهای ساده ،ترکیبی و لنگ دارد.
ولی تفاوت اساسی آن در تعداد این ریتم هاست. به راحتی می توان گفت که اگر تمام ریتم های سازهای کوبه ای را جمع کنند شاید ⅓ تمام ریتم های کونگا بشود و این نشانگر پیچیده بودن ریتمهای این ساز است.
- کونگا ریتمهایی دارد که مختص به خود کونگاست و در واقع اختصاصی می باشد.این ریتم ها بسیار زیادند و اسمهای مخصوص به خود را نیز دارند که بعضی از این ریتمها آنقدر وسیعند که برای خود سبک به شمار می آیند. مانند «regge»

Conga drums



متأسفانه در کشور ما این ساز هنوز شناخته شده نیست. گرچه تعداد نوازندگان آن در کشور کم هم نیست ولی آگاهی نداشتن نوازندگان از قوانین نوازندگی این ساز ، اطلاع نداشتن از ریتم های این ساز، اجرای ریتم های تنبک روی کونگا، اجرا کردن استیل نوازندگی تنبک روی کونگا از مشکلات این ساز در کشور ما می باشد. و به راحتی می توان گفت که مورد استفاده این ساز در کشور ما دقیقاً مثل تنبک است.به هر حال امیدواریم که این ساز در کشور ما شناخته شود و بررسی های لازم روی آن صورت گیرد و آموزش داده شود تا جایگاه اصلی خود را همانگونه که در کشورهای دیگر دنیا پیدا کرده ، در کشور ما نیز پیدا کند.



 

سازهای کوبه ای

سازهای کوبه ای از قدیمی ترین سازهایی هستند که از هزاران سال پیش تمدن بشری از آنها استفاده میکرده است. اولین استفاده بشر از سازهای کوبه ای برای برقراری ارتباط راه دور بوده و بتدریج برای مراسم شادی، عزا، تشریفات مذهبی و ... از آنها استفاده شده است.

سازهای کوبه ای به همراه سازهای بادی برنجی از زمانهای دور در خدمت موسیقی بوده اند که این نشان دهنده لزوم وجودی آنها در موسیقی است. ریتم نیاز طبیعی هر انسان است و شاید یادآوری این مطلب برای شما جالب باشد که در هر فرهنگ و کشوری که نگاه کنید، کودکان علاقه مفرط دارند تا با چوب روی سطل یا شیء مشابه بکوبند که این مسئله نیاز فطری انسان به ریتم را نمایش می دهد.

اصطلاح سازهای کوبه ای یا Percussion از ریشه Percutere لاتین به معنی to strike (ضربه زدن) است. اما در مجموع به تمامی سازهای که بوسیله ضربه زدن، تکان دادن و یا کشیدن با دست یا وسیله ای شبیه چکش، صوت تولید میکنند ساز کوبه ای گفته میشود.

گروهی از آنها که صوت خاصی را تولید نمیکنند بعنوان المانهای تولید کننده ریتم و تزئین در تنظیم و ارکستراسیون کاربرد بسیار دارند. انواع دیگر آنها که نت خاصی تولید میکنند برای نواختن ملودی بکار میروند.

سازهای کوبه ای با ارتفاع صوتی نا مشخص جزو جدایی ناپذیر ارکسترهای بزرگ جهان هستند و اگر کارهای بزرگ ارکسترال را دیده باشید حتما" در قسمت انتهایی نوازنده های سازهای بادی را مشاهده کردید که چگونه یک تنه در دادن ریتم به موسیقی یا تاکید برملودی سایر سازها نقش ایفا میکنند.

عنصر تولید کننده صوت در این سازها یک غشای پوسته ای کشیده شده یا صفحه ها و میله های فلزی یا چوبی و ... است که بوسیله مرتعش شدن تولید صوت میکنند.

سازهای کوبه ایی در انواع سبکهای کلاسیک و ارکسترال به هنگام به اوج رسیدن موسیقی کاربرد بسیار دارند و شور و هیجان موسیقی را بیشتر میکنند.

آنچه بطور قطع مشخص است اینکه از اواخر قرن نوزدهم با روی کار آمدن موسیقی Jazz و بعدها Rock و ... استفاده از سازهای کوبه ای به مراتب نسبت به قبل رواج بیشتری پیدا کرد. بطوریکه امروزه عنصر جدایی ناپذیر از کارهای کوچک و بزرگ موسیقی بشمار می آیند.

از سازهایی که نت مشخصی دارند میتوان به Timpani اشاره کرد که در ارکسترهای بزرگ بسیار کاربرد داره مثلا" هکتور برلیوز آهنگساز بزرگ فرانسوی در یکی از کارهاش از شانزده Timpani استفاده کرده است.

شاید جالب باشد که بدانید Naqara (همان ناقره خودمان) در واقع یک نوع Timpani است که در خاورمیانه استفاده میشده است.

هندی ها ساز بسیار خوش صدایی بنام Tabla دارند که حتما" صدای آنرا شنیده اید. این ساز هم کوک میشود و به قولی pitched است.

از دیگر سازهایی که بصورت واضح نت مشخص تولید میکنند و در این گروه قراردارند میتوان به Xylophones و سازهای مشابه آن در سایر کشورها مثل Marimba در آمریکای لاتین نام برد. این سازها از قدیم الایام در موسیقی Jazz کاربرد بسیار داشته و دارند.

اما از معروفترین سازهایی که نت مشخص تولید نمیکنند، باید به آنچه که امروزه Drum معروف است اشاره کرد که خود انواع مختلف دارد مانند bass یا snare. جالب است که بدانید در موسیقی آمریکای لاتین از نوعی drum استفاده میشود که درون آن پر از آب است!

تعداد سازها در این قسمت بسیار زیاد و متنوع است مثل انواع Cymbals (همان سنج) ، Triangle (مثلث) و ...

و باز شاید جالب باشد بدانید که دقیقا" نمونه ساز دف که در کشور ما مورد استفاده قرار میگرد در ایرلند نیز مورد استفاده است.

دقت کنید که یک نوازنده سازهای کوبه ای اغلب باید توانایی نوازندگی تمامی این سازها را باهم داشته باشد و از طرف دیگر توانایی درک انواع ریتم های موسیقی و نگاه داشتن آنها را. به همین دلیل برخلاف آنچه به ظاهر بنظر می آید نوازندگی کوبه ای ها میتواند بسیار دشوار باشد.

گفتگوی هارمونیک

تاریخچه تمبک

تمبک بنا به مستندات زیر دارای قدمتی همپای تمدنهای کهن ایران است. لازم به ذکر است که بر اساس متون مانده برجا، وجود این ساز به عنوان یک عنصر موسیقایی در تمدن ایلام تثبیت شده است.

درکتاب هزار سال وزن در موسیقی ایرانی تالیف رضا ترشیزی ، آمده است :
در منظومه ساسانی "یادگار- زریران" مربوط به افسانه های پهلوانی اشکانیان نام تمبک Tumbak صراحتا ذکر شده است.

در مقاله ای تحت عنوان "موسیقی ایران از دوران کهن و عهد هخامنشیان" به متن کتاب پهلوی "خسرو پسر قباد و غلام" مربوط به زمان ساسانیان اشاره می شود که در آن نام ساز دمبک آمده است.

با اینحال می توان گمانه زنیهایی را در مورد حضور این ساز در لایه های قدیمتر زمان انجام داد.

درکتاب "موسیقی بین النهرین" اثر فرانسیس و گالپین، می خوانیم که در منطقه بین النهرین (سومر) و همچنین در آسیای مرکزی و در حدود هزاره های اول و دوم قبل از میلاد، طبلی ساغری شکل و برنزی جنس به نام لی لیس وجود داشته که نوع کوچک و قابل حمل آن را لی لی سو می نامیدند.

لی لی سو شبیه "داربوکه" عربی بوده که درنقاشیهای متعلق به شهر تبس مصر و در عصر سلسله ۱۸ فراعنه و حدود ۱۵۷۰ پیش از میلادی مشاهده شده درحالیکه بر روی زانو و زیر دست چپ مردی نوازنده قرار گرفته و با دو دست نواخته می شد.

حال، با توجه به مهاجرت اقوام سومری به بین النهرین در هزاره ۴ پیش از میلاد که طی مهاجرت احتمالی از هند یا آسیای مرکزی صورت گرفته و بعدها با تمدنهای اطراف خود مانند عیلام ارتباط فرهنگی و تجاری داشته اند آیا نمی توان ریشه تمبک را در بین النهرین یا اقوام مهاجر آنجا جستجو کرد؟

چنین مراودات موسیقایی را می توان بین فرهنگ موسیقایی پیشرفته یونان (مکتب فیثاغورث) و تمدن بین النهرین مشاهده نمود، بگونه ای که اساس تئوری فواصل فیثاغورث ملهم از دانش بین النهرین می باشد.

● تاریخچه طبلهای ساغری در اروپا
طبلهای ساغری شکل را به غیر از خاور میانه، می توان در نقاط دیگردنیا مشاهده نمود.

▪ حدود ۴۰۰ طبل ساغری گلی مربوط به تمدن نوسنگی و عصر برنز (۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سال پیش)
در اروپای مرکزی یافت شده اند. ( در گستره ای بین دانمارک جنوبی-آلمان و جمهوری چک )

▪ در ناحیه آلتایی روسیه در ۵۰۰ قبل از میلاد نیز طبلهای ساغری یافت شده اند.

با توجه به همزمانی تمدن سومر و تمدن نوسنگی که به دنبال آن شاهد تمدن مس و برنز
در ۴۵۰۰-۴۰۰۰ سال قبل هستیم، می توان یک ارتباط منطقی بین آسیا و اروپا تصور نمود.
در تصویر طبل ساغری برنزی مربوط به ۲۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح یافت شده در جمهوری چک مشاهده می گردد.

شکل متعلق به طبل ساغری از جنس گل پخته تزئین شده، یافت شده درآلمان و متعلق به دوره نوسنگی بالایی (حدود ۲۵۰۰ سال پیش)می باشد.


ساختمان

بدنه تنبک را در گذشته از جنس چوب، سفال و گاهی هم فلز می‌ساختند، لیکن امروزه از جنس چوب می‌سازند. تنبک از قسمت‌های پایین تشکیل شده است:

پوست

دهانه بزرگ

تنه

گلویی(نفیر)

دهانه کوچک(کالیبر)

قدمت تنبک با نام‌های پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام می‌رسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگون‌شدهٔ همین نام است.

تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است. این پیشرفت مرهون تلاش استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت می‌یابد که از او می‌توان با عنوان پدر تنبک‌نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز، مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم امیر ناصر افتتاح، استاد محمد اسماعیلی، پژمان حدادی و بهمن رجبی نیز نقش مهمی داشته‌اند.

گفت‌وگو با سعید رودباری، نوازنده پیشكسوت تمبک

وضعیت موسیقی اسفناک است

موسیقی ما - علی شهبازی: حسین تهرانی زمانی گفته بود: «پیش از این ما تمبك‌نوازان مثل صفر پیش از عدد بودیم. حالا آمده‌ایم بعد از عدد نشسته‌ایم».سعید رودباری یكی از پیروان مكتب تمبك‌نوازی حسین تهرانی، سال‌ها است به دور از هیاهو مشغول تدریس و نوازندگی تمبك است. وی تا قبل از سال ١٣٧٠ و انتشار آلبوم «شورآفرین» كنسرت‌ها و اجراهای خصوصی فراوانی با اساتید موسیقی ایرانی داشته كه هنوز منتشر نشده. آثار منتشرنشده او شامل همنوازی با نوازندگان بزرگی همچون یاحقی، شهناز، فضل‌الله توكل و فرهنگ شریف است. وی كنسرت‌های متعددی نیز در داخل و خارج كشور داشته كه از آن میان مجموعه كنسرت‌های او با فرهنگ شریف با استقبال خوب اهل موسیقی مواجه شد. رودباری پس از سال‌ها سكوت امروز از موسیقی و معضلات آن سخن می‌گوید. گفته‌های وی هشداری است برای اهالی موسیقی سنتی ایران و این سوال را در ذهن تداعی می‌كند كه آیا نوازندگان هنوز هم صفر بعد از عدد هستند یا نه؟


شما سال‌ها است مشغول نوازندگی و تدریس تمبك هستید. نظرتان راجع ‌به وضعیت موسیقی در حال حاضر چیست؟
قبل از اینكه به موسیقی امروز بپردازم می‌خواهم وضعیت موسیقی در دوران گذشته را یادآوری كنم. شاید دوره اوج موسیقی ایران در زمان ساسانیان باشد. زمانی كه موسیقیدانان در رده نجبا و بزرگان قرار داشتند. نتیجه چنین رویكردی ظهور هنرمندانی مثل نكیسا و باربد است. متاسفانه در ادوار مختلف ایران مورد تاخت و تاز مهاجمان قرار گرفته است و این مساله در آثار هنرمندان هم نمود پیدا كرد. علاوه‌بر این حاكمان و پادشاهان همیشه از هنر استفاده ابزاری می‌كردند و نوازندگان بزرگ از ترس قطع انگشتان‌شان مجبور به نواختن در دربار پادشاهان بودند. البته لازم است بگویم كه این مشكل فقط مختص ایران نبود و كلیسا هم در گذشته موسیقی را شیطانی می‌دانست و انگشتان نوازنده‌ها را می‌شكست.

اما موسیقی غرب بالاخره توانست جایگاه خودش را تثبیت كند!
موسیقی ایران هم نهایتا با تاسیس رادیو در سال ١٣١٩ به نقطه‌عطف و شكوفایی مجدد رسید. رادیو ایران در آن زمان به موسیقی به‌عنوان یك ركن اساسی در برنامه‌های خود نگاه می‌كرد. من نمی‌خواهم بین امروز و گذشته رادیو مقایسه‌ای انجام دهم. اما هرگاه صداوسیما یك مدیر كاربلد و ارزشمند داشته، از فرهنگ این مملكت دفاع كرده است. هیچ‌كس هم این كار را بهتر از مرحوم «پیرنیا» انجام نداد. پیرنیا از خانواده‌ای بسیار سرشناس بود و با تدبیر و درایت خود توانست بزرگ‌ترین اساتید ایران را در زیر سقفی به نام رادیو گردآوری كند. این مرد بزرگ با توانایی خود توانست نوازنده‌ها را در تهران دور هم جمع كند و علی‌رغم اینكه رادیوی سابق كه در میدان ارگ قرار داشت امكانات محدود و فضای كوچكی داشت آثاری به مراتب ارزشمندتر از تولیدات امروز صداوسیما ارائه كرد. دلیل این امر فقط شناخت كافی مدیران رادیو از موسیقی و فرهنگ جامعه بود.

اما مدیرانی مانند آقای شهبازیان كه كارنامه درخشانی در موسیقی دارند در زمان مدیریت واحد موسیقی صداوسیما با انتقاد اهالی موسیقی مواجه شدند. آیا به نظر شما ایشان در این زمینه موفق بوده‌اند؟
آقای شهبازیان نوارنده و آهنگساز بسیار فرهیخته‌ای هستند. اما در زمان ایشان موسیقی ایرانی پیشرفت چشمگیری نداشت. البته باید بگویم در گذشته هم مواردی مثل اختلاف آقایی در شورای موسیقی با آقای ادیب خوانساری وجود داشت. ایشان مسوول شورای موسیقی بودند و به‌خاطر اختلاف با هنرمند بزرگ ادیب خوانساری تعدادی از آثار ضبط شده ایشان را از بین بردند. آقای شجریان هم بار اولی كه به رادیو مراجعه كردند با دلایل واهی مثل بودجه نداریم پذیرفته نشدند و آقای فضل‌الله توكل نوازنده سنتور نیز با وساطت آقای یاحقی پذیرفته شدند. این نكته به‌دلیل سختگیری و وسواس مدیران در انتخاب نوازندگان بود. اما امروز در شورای موسیقی شاگردان درجه دو و سه بعضی اساتید مسوول امتحان گرفتن از موسیقیدانان هستند و فكر می‌كنم این امر به‌دلیل ضعف در عملكرد مسوولان است.

اما به نظر می‌رسد در دوره مدیریت آقای شهبازیان موسیقیدانان سنتی از حضور در صداوسیما خودداری می‌كردند؟ آیا كم‌كاری هنرمندان موسیقی سنتی تاثیری در گرایش مخاطب به سمت موسیقی‌های كمتر فاخر نداشت؟
من اینطور فكر نمی‌كنم. بعد از انقلاب شكاف عظیمی بین موسیقیدانان پیشكسوت و جوانان علاقه‌مند و صداوسیما به‌وجود آمد. اساتید و بزرگان موسیقی یكی از اركان اصلی موسیقی سنتی هستند ولی متاسفانه در دوره ریاست آقای شهبازیان از این سرمایه استفاده لازم به عمل نیامد و ایشان بیشتر به سمت موسیقی پاپ گرایش داشتند. البته در این زمینه هم موفق بودند. در رادیوی سابق برنامه‌های ارزشمندی مثل گل‌ها، گل‌های رنگارنگ، گل‌های صحرایی، یك شاخه گل، برگ سبز و گل‌های تازه ضبط شد كه امروز به‌عنوان مرجعی برای موسیقی سنتی هستند. حتی بعد از فوت مرحوم پیرنیا، آقای میرنقیبی برنامه تك‌نوازان را در رادیو ترتیب داد كه هنوز هم رادیوی ما از آن آثار استفاده می‌كند.

در دوره كوتاهی بعد از انقلاب هم آثار خوبی از اساتیدی مانند مشكاتیان، لطفی‌ و علیزاده تولید شد. چرا این روند ادامه پیدا نكرد؟
بله، باید توجه داشت كه لطفی و مشكاتیان و علیزاده هم در مكتب موسیقیدانان گذشته پرورش یافتند. در حال حاضر هم آثار برجسته محدود به چند نوازنده و آهنگساز خاص می‌شود و این تعداد اثر برای كشور جوان ما بسیار ناچیز است. امروز ما نوازندگان زیادی داریم اما حتی همان سقف كوچك رادیو را ندارند. امروز برای شركت در یك جشنواره یا برگزاری كنسرت باید تا ٤٨ ساعت قبل از شروع برنامه دنبال مجوز باشید. در انتها هم كمبود سالن، امكانات ضعیف و صدابرداران ناآشنا به موسیقی سنتی باعث افت كیفیت كار می‌شود. این مسائل باعث بی‌میلی موسیقیدانان به حضور در صحنه می‌شود. به نظرم هنوز هم می‌شود با گردآوری موسیقیدانان باتجربه این هنر را نجات داد. تعداد آموزشگاه‌ها و نوازنده‌های خوب امروز بسیار بیشتر از گذشته است و باید از این جوانان نیز حمایت شود.

در حال حاضر به نظر می‌رسد تنها جایی كه می‌توان عده‌ای نوازنده را دور هم دید جشنواره‌ها هستند. آیا این جشنواره‌ها توانسته‌اند بازدهی مناسبی داشته باشند؟
قطعا جشنواره یك اتفاق خوب است. اما اگر در كشور ما هم بخش خصوصی اجازه برپایی جشنواره داشته باشد قطعا نوازنده‌ها و مخاطبان بیشتری جذب خواهد كرد. در سال‌های اولیه جشنواره فجر سازهای خوبی شنیده شد. اساتید بزرگی مانند آقای شریف فقط به‌خاطر مردم در این جشنواره‌ها شركت كردند. اما زمان ثابت كرد كه هدف از این جشنواره‌ها فقط موسیقی نبوده و امروز نوازندگان بزرگ با جشنواره‌ها قهر كرده‌اند. استادی مانند آقای شریف زمانی فقط به‌خاطر مردم در این جشنواره‌ها شركت كرد اما امروز كه به اوج تجربه رسیده‌ هیچ‌كس از او یاد نمی‌كند.

پس شما هیچ نقطه امیدی برای بازیابی موسیقی نمی‌بینید؟
در حال حاضر وضعیت موسیقی بسیار اسفناك است. عزیزانی مانند آقای فخرالدینی از اركستر ملی كناره‌گیری كرده‌اند. مگر ما چند نفر مثل ایشان داریم كه به موسیقی اركسترال و آكادمیك آشنا باشد؟ تمامی اركسترهای رادیو و تلویزیون تعطیل شده‌اند. مدیران اجرایی و مسوول در ارشاد و صداوسیما بیگانه با موسیقی هستند و اینقدر نوازنده‌ها را در راهروها به دنبال مجوز می‌دوانند كه رمقی برای اجرا نمی‌ماند. نوازندگان قدیم تا سنین بالا به خوبی ساز می‌زدند اما امروز اساتیدی مانند آقای مشكاتیان و كیانی‌نژاد به‌دلیل فیلترهای ارشاد و صداوسیما دچار مشكلات روحی و جسمی شده‌اند.
در گذشته آهنگساز، خواننده و شاعر با هم زندگی می‌كردند اما امروز شما آهنگ را تحویل صداوسیما می‌دهید، بعد شاعر مجبور است براساس استانداردهای تعیین‌شده شعر بگوید. درنهایت هم نوازندگان تك‌تك در استودیو حاضر می‌شوند و بدون اینكه همدیگر را بشناسند كار را ضبط می‌كنند. در گذشته همه نوازندگان اركستر رادیو فقط با دو میكروفن كار را زنده ضبط می‌كردند. علاوه بر اینها من آهنگسازانی را می‌شناسم كه تمام زندگی خود را فروختند تا بتوانند یك كار تولید كنند.
مشاهده وضعیت این اساتید برای جوانان باعث دلسردی آنان می‌شود. البته من به گواه تاریخ پرفراز و نشیب هنر این كشور می‌گویم كه این لشكر تازه‌نفس موسیقی بالاخره راه خود را پیدا می‌كند. این جوانه‌ها برای سبز شدن تنها به یك باران احتیاج دارند.

اما این كناره‌گیری اساتید از جامعه نیز باعث جدایی جوانان از موسیقی اصیل شده است. در نوازندگی سازهای مختلف شاهد استفاده از لفظ «نوین» هستیم. قواعد موسیقی غربی به وفور در آثار نوازندگان مشاهده می‌شود. آیا این نوگرایی، مسیر موسیقی سنتی را تغییر خواهد داد؟
موسیقی همیشه بر مبنای زمان حرف خود را زده است. سرعت زندگی امروز روی هنرمند هم تاثیر می‌گذارد و منطقی نیست كه امروز كسی مانند صبا ساز بزند. در تمام هنرها هم موزیسین‌ها اولین كسانی هستند كه با تغییرات رخ داده در جامعه هماهنگ می‌شوند. مثلا سینمای بعد از انقلاب سال‌ها طول كشید تا خودش را پیدا كند. اما موزیسین‌ها از همان شب اول آثار جاودان تولید كردند. این هماهنگی با تغییرات اجتماعی البته تاثیرات مخرب هم دارد. زیرا به‌دلیل اهمیت كاركرد اجتماعی موسیقی، مسوولان بخش‌هایی انتظار ساخت موسیقی سفارشی دارند و بالطبع موسیقی زودتر از بقیه هنرها آسیب می‌بیند.

اجازه بدهید كمی هم راجع به ساز تخصصی شما تمبك صحبت كنیم. ما همیشه تاریخ تمبك را از دوره حسین تهرانی بررسی می‌كنیم و تكنیك‌های تمبك را به او نسبت می‌دهیم. اما مسلما قبل از ایشان هم نوازنده‌های برجسته‌ای وجود داشته‌اند. چرا كسی از آنان یاد نمی‌كند؟
من از آقای استاد اصغر بهاری اسامی تعدادی از نوازنده‌هایی را كه ایشان به‌خاطر داشتند شنیده‌ام. اما تا قبل از حسین تهرانی تمبك هیچ‌گاه نتوانسته بود به‌عنوان یك ساز مستقل مطرح شود. ایشان با نبوغ خود تمامی ریتم‌ها و تكنیك‌های قدما را دسته‌بندی كردند. آقای جلیل شهناز بارها داستان ملاقات «ماكس روچ» نوازنده درامز آمریكایی با آقای تهرانی را تعریف می‌كند. این نوازنده سیاه‌پوست كه در جشن هنر شركت كرده بود درباره حسین تهرانی گفت: «صداهایی كه از پوست و چوب تمبك تهرانی شنیده می‌شود از مجموعه ساز‌های كوبه‌ای من درنمی‌آید.» البته در تاریخ تمبك اساتید دیگری هم مطرح هستند. مثلا بزرگ‌ترین مدرس ساز تمبك آقای امیرناصر افتتاح هستند. ایشان از همان ابتدا با نت تدریس می‌كردند و تا پایان عمر متعهدانه این كار را انجام دادند. متاسفانه از آقای افتتاح كمتر صحبت شده. ایشان در ضبط‌های رادیو و تصانیف كه بسیارند قبل از اجرا ریتم‌ها را بررسی می‌كرد و با انتخاب یك ریتم مادر اجرایی بسیار شكیل و منظم ارائه می‌كردند.

آیا شیوه تدریس با نت برای یادگیری ریتم‌های ایرانی كه بر ادوار ایقاعی استوار است مناسب است؟
البته نوازندگان برجسته تمبك در بداهه‌نوازی‌ها هنوز هم بر اساس دورهای موسیقی ایرانی می‌نوازند. اما موسیقی زبان جهانی خود را دارد و نت‌نگاری جهت ارتباط نوازندگان و همچنین برای آموزش به كار می‌رود.


منبع : فرهیختگان

پرتكنيك‌ترين ساز كوبه‌ای

تمبك
پرتكنيك‌ترين ساز كوبه‌اي

ميرمحمد طجوزي
 


همان زماني كه ديگر ميل و اراده به انجام هيچ‌كاري در ذهن انسان نمي‌گنجد، نياز به وسيله‌اي التيام‌بخش براي جسم و روح به وضوح مشاهده مي‌شود و دقيقا همين زمان است كه مسكن موسيقي وارد عمل مي‌شود. اين نواي گرم انواع سازها است كه مي‌تواند مستمع را براي ادامه كار در طول زندگي با روحيه‌اي كاملا شاد و بشاش هدايت كند. سازها يادگار ديرينه اجداد و نياكان ما هستند كه با نواختن و استماع صداي آنها مي‌توانيم مرهمي براي روح و جسم خود بيابيم. از آنجايي كه در بسياري از مراحل زندگي سازها همراهان بسيار مناسبي براي بشر بوده است، امروزه شاهد آن هستيم كه از انواع سازها در موسيقي‌هاي مذهبي، محلي و آييني و... استفاده‌هاي بسيار هنرمندانه‌اي مي‌شود.
ساز، سيستمي است فيزيكي و قابل ارتعاش،‌ متشكل از بخش‌هاي مختلف با وظايف خاص. در حالي كه نوازنده با اعمال نيرو بر ساز، آن را مرتعش مي‌كند برآيند پاسخ‌هاي اجزاي سيستم منتهي به ايجاد خصوصيات كمي و كيفي صوت برخاسته از ساز مي‌شود. عالم سازها از تنوع بسيار چشمگيري برخوردار است كه سبب شده تا كارشناسان اين رشته انواع سازها را به چند دسته متفاوت تقسيم كنند. از ميان دسته‌هاي تقسيم‌بندي شده سازها مي‌توان به سازهاي كوبه‌اي يا همان پوستي اشاره كرد. سازهايي از قبيل: دف،‌ تمبك، طبل و... كه در اين مختصر اشاره‌اي كوتاه به يكي از سازهاي قديمي ايران مي‌شود.
تمبك، (تنبك، دمبك، دنبك يا ضرب) يكي از سازهاي كوبه‌اي پوستي است و از نظر سازشناسي جزو طبل‌هاي جام شكل محسوب مي‌شود كه از اين خانواده مي‌توان به سازهاي مشابه مانند داربوكا در كشورهاي عربي و تركيه و همچنين زيربغلي در افغانستان اشاره كرد. قدمت تمبك با نام پهلوي دمبك به پيش از اسلام مي‌رسد و طبق نظر دكتر معين، صورت دگرگون شده همين نام تمبك است. از ديدگاه زبان‌شناسان نيز واژه (Tambourine) كه در زبان‌هاي اروپايي براي تمبك به كار مي‌رود از واژه تنبور پهلوي وام گرفته شده است.
تمبك، پرتكنيك‌ترين و كهن‌ترين ساز كوبه‌اي دنيا است كه داراي ريتم‌هاي كاملا همگام با دستگاه‌ها و پرده‌هاي موسيقي است و هيچ‌گاه در هنگام اجراي نواختن اين ساز و براي رسانيدن بهتر آواي ريتم‌هايش نيازي به ملودي احساس نشده است. در هنگام نواختن ريتم‌هاي تمبك كافي است تا مقداري از حركت ريز استفاده شود تا زمينه وارد شدن به ريتم بعدي فراهم شود. هنگامي كه مشغول به نواختن ريتم‌هاي ساز تمبك مي‌شويد اوج و هنر زيبايي كار در اجراي ريزه‌كاري‌ها و ريز‌هاي ممتد ديده مي‌شود و درست در همين زمان است كه روح متلاطم نوازنده را منشا تغيير و خلق ريتم‌هاي جديد مي‌كند كه مي‌توانيم از استاد بهمن رجبي به عنوان يكي از برجسته‌ترين نوازندگان تمبك اشاره كنيم كه در ثبت گفته‌هاي ما كافي است تا به يكي از اثرهاي اين هنرمند گوش فرادهيد.
ساز همراه
تمبك در چند دهه اخير پيشرفت چشمگيري كرده و به عنوان سازي تكنواز و مستقل مطرح شده است. چنانچه اگر كمي توجه كرده باشيد متوجه خواهيد شد كه در اكثر كنسرت‌ها و اركسترهاي بزرگ حضور تمبك جزو ملزومات آن گروه به حساب مي‌آيد و هرجا كه بخواهند ريتم‌ها را به وضوح نشان دهند (البته با همراهي سازهاي كوبه‌اي) از ساز تمبك استفاده مي‌كنند تا نواي انواع ريتم‌ها با شكل بهتري نواخته شود و در دل و جان شنونده تاثيرهاي لازم را بگذارد. پيشرفتي كه اين ساز طي چند دهه اخير داشته مرهون تلاش‌هاي استادان اين ساز است كه در اين ميان نقش استاد حسين تهراني به قدري اهميت مي‌يابد كه از او مي‌توان به عنوان پدر تمبك‌نوازي ايران ياد كرد. البته در جهاني ساختن دوباره اين ساز مرحوم ناصر فرهنگ‌فر، مرحوم اميرناصر افتتاح، استاد محمد اسماعيلي، پژمان حدادي و بهمن رجبي نيز نقش‌هاي بسيار مهمي را ايفا كرده‌اند و هنرها و اجراهاي اين افراد بوده است تا سبب شده همگان با ريتم‌هاي كامل قطعات مختلف آن آشنا بشوند. اين استادان از آنجايي كه در اجراهايشان هيچ‌گونه ضدضربه يا ضربات خارجي نداشته‌اند و هميشه از فن بداهه‌نوازي نيز بهره برده‌اند سبب شده‌اند تا جاي خالي ساز تمبك در هر گروه موسيقي كه در آن از تمبك استفاده نشده است به وضوح ديده شود.
انواع تمبك
در حال حاضر و در بازارهاي عرضه ساز از انواع تمبك‌هايي با تنه فلزي و تنه چوبي سخن به ميان آمده است كه بيشتر قريب به اتفاق نوازندگان حرفه‌اي تمبك از نمونه‌هاي فلزي اين ساز استفاده نمي‌كنند. چرا كه آنها معتقدند با ساخت بدنه فلزي اين ساز و استفاده از آن ديگر تمام ريزه‌كاري‌هاي نواختن كه در برخي از سيستم هاي آن از بدنه تمبك هم استفاده مي‌شود را نمي‌توان به خوبي اجرا كرد و دوم اينكه صداهاي زيرتري نسبت به نمونه‌هاي چوبي از تمبك‌هاي فلزي حاصل مي‌شود و از آنجايي كه هنوز در كشورمان سازندگان به نام چون استاد اميرهمتي فعاليت خود را ادامه مي‌دهند ديگر هيچ جاي خالي براي استفاده از سازهاي فلزي ديده نمي‌شود.
امير همتي از ارزنده‌ترين اساتيد ساخت برخي سازها به ويژه تمبك است. وي در ارتباط با مراحل ساخت تمبك مي‌گويد: در مرحله اول بايد به فكر تهيه يك چوب مناسب بود. چوب گردو بهترين و مناسب‌ترين گزينه براي ساخت بدنه تمبك است؛ چرا كه مرغوبيت، رگه‌هاي زيبا و جذاب ودارا بودن دوام و استحكام از جمله مزيت‌هاي اين چوب است. بعد از تهيه چوب و كندن پوست آن توسط تيشه نوبت به مرحله خراطي و شكل‌دهي مي‌رسد. پس از پايان شكل‌دهي به ساز بدنه چوبي تمبك مدتي حدود چهار ماه را در كيسه يا جايگاه‌هاي ويژه محبوس مي‌شود و سپس مدت‌ يك سال در هواي آزاد نگهداري مي‌شود البته اين چوب‌ها به طور حتم و الزاما بايد گرماي يك فصل تابستان را تجربه كنند.
هنگامي كه بدنه ساخته شده از تمامي اين مراحل با سربلندي بيرون آمد ديگر نوبت پوست‌كشي بر روي آن مي‌رسد. بهترين پوست براي استفاده در ساز تمبك از نظر استاد همتي قسمت‌هايي از پوست نخاع و زير شكم گوساله است و بعد از كشيدن پوست بر روي دهانه قريب به سي‌سانتي تمبك ساز آماده نواختن مي‌شود.
پيشرفت اين ساز در‌حال‌حاضر به قدري بالا رفته است كه يكسري مشاغل از قبيل ساخت‌وساز، فروش و آموزش آن جزو مشاغل امروزي محسوب مي‌شوند.
ميدان بهارستان يكي از مراكز عظيم فروش سازهاي كوبه‌اي است كه در ميان دل خود چندين فروشگاه را جاي داده است تا با قرار گرفتن كنار يكديگر بتوانيد يك ارتباط مناسب در سيستم عرضه و تقاضاي تمبك را داشته باشند.
به كساني كه قصد خريد اين گونه سازها را دارند توصيه مي‌شود كه حتما در هنگام خريد از مهرهايي كه سازندگان بر روي مصنوعاتشان حك مي‌كنند مطمئن شوند كه سازها اصلي است و جلوي سوءاستفاده افراد سودجو را بگيرند.

 

توضيح: تمبك اعلا و خاص ساخته اميرهمتی كمتر در بازارهای خريد و فروش اين ساز ديده مي‌شود و تنها خريداران اين نوع تمبك استادان نوازنده اين ساز هستند.

تمبک نوازی

تمبک یکی از سازهای کلیدی موسیقی ایران می باشد،که از آغاز تا به امروز پیشرفت چشمگیری داشته،که از این رو بنده یکی از نوازندگان این ساز زیبا در صدد بر آمدم تا اشاراتی به تغییر وتحولات،از ابتدا تا کنون داشته باشم.

در دهه 30 مرحوم استاد حسین تهرانی تمبک را به جایگاهی رساند که دیگر مردم با نگرش قهوه خانه ای به این ساز نمی نگریستند و این موضوع برای صاحبان اهل فن یک اتفاق ساده نبود،آنها معتقد بودند که تهرانی این ساز را بر سر جایگاه خود نهاده است و به قولی به این ساز شخصیت بخشیده است.

این موضوع یکی از پر اهمیت ترین اتفاقات هنری آن زمان به شمار می رفت تا جائی که برنامه ای اختصاصی از تلویزیون برای مرحوم استاد تهرانی ترتیب داده شدو ایشان تکنوازی تمبک را برای اولین بار برای میلیونها نفر اجرا کرد.

این برنامه لطف بسیار بزرگی به درک این سازدر میان مردمان آن زمان نمود.

بعد از اینکه عصر این انسان بزرگ رو به اتمام نمود چندین نوازنده که به نوعی تحت تعلیم آن بزرگوار قرار گرفته بودند پا به عرصه نهادندکه می توان آقایان محمد اسماعیلی،بهمن رجبی و مرحوم امیر ناصر افتتاح اشاره کرد. هنگامی که این نوازندگان پا به عرصه این ساز نهادند هر یک از آنها با توجه به خلاقیتشان این ساز را چنان به تکامل رساندند که هر کدام برای خود داعیه خاصی داشتند.در میان آنان می توانم آقای بهمن رجبی را مثال بزنم،ایشان چنان تغییر و تحولاتی در این ساز به وجود آورد که دیگر قابل مقایسه با دوران مرحوم استاد حسین تهرانی نبود.

یکی از خصایص تمبک این است که نوازنده را به سوی خلاقیت سوق می دهد.

به نظر بنده آغاز دوره دوم تاثیر بسیار زیادی در نحوه نواختن تمبک نهاد، دیگر، هنرمندان دغدغه شخصیت تمبک را نداشتند که این مرحمت از زحمات مرحوم استاد حسین تهرانی به جای ماند.

از این پس نوازندگی وتکنیک مورد توجه اهل فن قرار گرفت.در سالهای 1340 تا 1357 نوازندگانی نو ظهور پا به وادی این ساز نهادند.که می توانم آقایان محمود فرهمند بافی، مرحوم ناصر فرهنگ فر و حاج مرتضی خان اعیان را نام برد.این نوازندگان هم نفش به سزایی بر تحول تمبک داشتند که در میان آنها می توانم به مرحوم ناصر فرهنگ فراشاره کنم. من این عصر را عصر سوم تمبک نامیدم.

دف نوازان سنندج

 

دف نوازی و خواندن اشعار مذهبی جزء سنن بسيار کهن عرفای منطقه غرب ايران علی الخصوص سنندج می باشد. اين مراسم به طور معمول هر جمعه در محفل درويشان برگزار می شود. گذشته از آن، روزهای مبارک در تقويم مذهبی، چون عيد قربان، مولود پيامبر(ص) و معـراج (بيست و هشتم رجب)، نيز می توانند موقعيّت های مناسبی برای اجرای اين مراسم به حساب آيند. حضور دف نوازان به روی صحنه و در برابر تماشاچيان لطمه ای به اصالت و کيفيت کار آنها وارد نمی کند. چرا که درويشان قادری عموما مردم عادی را از تماشای مراسم خود منع نمی کنند. گاه حتّی، به خصوص در اعياد مذهبی، با نصب بلندگو در خارج خانقاه و پخش صدای مراسم برای تمام محلّه در ارتباط گيری با مردم عادی اصرار نيز می ورزند.

هر ذکر از دو قسمت تشکيل می شود، ذکر تهليل يا نشسته و ذکر توحيد يا قيام.

ذکر تهليل بايک آواز به وزن آزاد شروع می شود که بيشتر به صورت گفتاری آوازی است. کلام اين بخش شامل صلوات، ذکر نام اوليا و معصومين و غيره است. بعد از آن نوبت به چند آواز موزون می رسد که، می تواند تمام ذکر تهليل را دربربگيرد. هر آواز شامل يک تم کوتاه چند ميزانی است بر روی اشعار کلاسيک فارسی يا کردی که به همراه چند دف مکررا اجرا می شود. قطعات پيچيده تر چيزی از يک تصنيف کم ندارند. از معروف ترين آنها می توان به، ما در دو جهان غير خدا کار نداريم، از من چرا رنجيده ای و، باز هوای وطنم آرزوست اشاره کرد، اين بخش، با تاثيرگذاری عميقی که ناشی از قدرت مقاومت ناپذير ريتم های اجرا شده توسط دف های پرطنين است، نوعی سماع صوفيانه محسوب می شود.

در اين سماع تنها ساز ملوديکی که ممکن است مورد استفاده قرار گيرد نی است. اما، اين امر رواج زيادی ندارد. در مقابل دف عالی ترين ساز مراسم و عضو جدايی ناپذير آن به حساب می آيد. قدرت صوتی اين ساز در برانگيختن حال و ايجاد هيجان نقش مهمّی ايفا می کند. همچنين اين ساز مقدّس دارای جنبه های نمادين بسيار نيز هست. از جمله اينکه تعداد حلقه های زنجير آن صد و يك عدد با تعداد صفات باری تعالی مطابقت دارد.

در ذکر قيام يا توحيد، که بلافاصله پس از آن آغاز می شود، همه شرکت کنندگان برمی خيزند و به همراهی دف و ساز کوبه ای ديگری که طبل يا تاس ناميده می شود به اجرای ضربی ذکرهايی از قبيل اله، حی هو،حی اله و غيره می پردازند. گاه اتفاق می افتد که بر زمينه ذکر مکرر، آوازی موزون توسّط يک يا چند درويش اجرا می شود که ترکيبی سخت زيبا و موثر پديد می آورد. سرعت در اين بخش، با افت و خيزهايی، رفته رفته افزايش می يابد و اغلب در اين حالت ريتم های دوتايی به طرز نامحسوسی و با افزايش سرعت به ريتم های سه تايی تبديل می شوند. شرکت کنندگان، که از ابتدای قيام موهای بلند خود را باز کرده و روی شانه ها ريخته اند، با حرکات موزون و دم و بازدم های پر صدا ذکرهای خود را همراهی می کنند. به تدريج همگان به وجد می آيند و مراسم به مرحله ای نزديک می شود که در آن هر کس ذکر دلخواه خود را بدون دغدغه هماهنگی با ديگران می خواند. سرعت بار ديگر افزايش می يابد و يک دقيقه قبل از پايان، با سکوت دف ها، ذکر بسيار سريعی خوانده می شود و مراسم که می تواند از سه ربع ساعت تا بيش از دو ساعت به طول انجامد، با ذکر اله اله اله هی و فاتحه پايان می يابد. موارد ذکر شده می توانند برحسب حال و هوای مجلس و موقعيت اجرای مراسم تغييرات بسياری داشــــته باشند و به دليل اين ويژگی و با تأکيد خليفه ميرزا آغه صحبت از محتوای دقيق برنامه ممکن نيست.

خليفه ميرزا آغه غوثی

سرپرست گروه دف نوازان، خليفه ميرزا آغه غوثی(دو)، متولد هزار و سيصد و هفت است و پنجاه سال است که به اجرای مراسم ذکر می پردازد. خوانندگی و دف نوازی را از پدرش، که وی نيز از بهترين دف نوازان کردستان بوده، فراگرفته است. وی بيش از سي و پنج سال است که در خانقاه خود به عنوان خليفه، به ترويج طريقت قادريه در کردستان مشغول است. از جمله فرزندان وی عبدالرحمان و عليرضا هستند که از کودکی زير نظر پدر به سير و سلوک و فراگيری ذکرها و نغمه های عرفانی و نواختن دف مشغول اند.

گروه دف نوازان:

خليفه ميرزا آغه با گروهش در جشنواره های متعددی حضور داشته و به کشورهای متعددی از جمله فرانسه (اجرا در مرکز يونسکو)، ترکيه، کلمبيا، اکوادور، پرو، پاناما و دوبی جهت اجرای مراسم مسافرت کرده است. اعضای ثابت گروه عبارتند از:

خليفه ميرزا آغه غوثی، همخوان و نوازنده دف

عبدالرحمن غوثی، همخوان و نوازنده دف

عليرضا غوثی، همخوان و نوازنده دف


برگرفته از سایت موسیقی هنری ایران

تمبک شناسی

تمبک: از میان سازهای ضربی موسیقی ایران تنبک کاملترین سازی است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب می سازند. معمولا روی ضرب پوست بره می کشند و نوع گلی بزرگ آن را در زورخانه به کار برده و می برند و برای استقامت بیشتر روی آن را پوست گوسفند می اندازند. این ساز از دو قسمت کلی و استوانه ای شکل تشکیل شده، قسمت اول( بالا و هنگام نواختن) به قطر تقریبی 25 تا 30 سانتی متر و به طول 45 سانتی متر،؛ که سطح بالائی آن پوست کشیده شده و در پائین به قسمت دوم متصل شده است و این قسمت عبارت است از استوانه باریکتری که در انتها( پائین) کمی گشادتر شده و به دهانه ای باز منتهی گشته است. جنس تمبک معمولی از چوب است. تمبک به منظور نواختن به طور افقی روی ران نوازنده نشسته قرار می گیرد و او دست چپ خود را در بالا و دست راست را در کنار راست تمبک قرار می دهد و با انگشتان، نرمه و تمام دست خود بر قسمت های مختلف( مرکز، میان، کنار) پوست می کوبد. صوت تمبک بدون ارتفاع معین است. از آنجا که وسیله کوبیدن روی ساز انگشتان انسان است و این وسیله قادر است بر روی تمبک ریزه کاری و شیرین کاری های فراوان اعمال کند می توان از آن به عنوان تکنواز استفاده های شایان و جالب کرد. نقش همنوازی در این ساز نه فقط همراهی ساز یا آواز و تامین و نگهداری ضرب موسیقی است بلکه طی 25 سال اخیر به ابتکار حسین تهرانی و همکاری دیگران ارکستری مرکب از گروه تمبک نوازان تشکیل شده قطعه هائی اجرا کرده اند. تمبک زورخانه: شکل ظاهری آن با تمبک معمولی کمی اختلاف دارد، قسمت بالائی آن به شکل جام (کاسه) و قسمت دنباله (در پائین) مخروطی تر از تمبک معمولی است. علاوه بر این تمبک زورخانه را از گل پخته می سازند. صدای آن نیز بم تر و قوی تر از تمبک معمولی است. بلندی ساز 45 و قطر دهانه پوستی 48 سانتی متر است.

اکوستیک تمبک

مقدمه:

مقدمه:

ساز تمبك علاوه بر جنبه موسيقايي خود سيستمي فيزيكي نيز مي باشد. اين سيستم از بخش هاي مختلف كه وظايف خاصي دارند تشكيل شده است. در حالي كه نوازنده با اعمال نيرو بر ساز آن را مرتعش مي كند ، برآيند پاسخ هاي اجزاي سيستم منتهي به ايجاد خصوصيات كمي و كيفي صوت حاصله از ساز مي شود.

يكي از جنبه هاي بررسي ساز تمبك مطالعه آن در جهت توصيف روابط فيزيكي حاكم بر آن است . به عنوان مثال مي توان ابعاد زير را بررسي كرد:

  كيفيت صوتي

  محدوده صوتي

  ماهيت صدادهي و فيزيك صداي آن

  قابليتهاي رنگ آميزي صوتي ساز

     

در اين مختصر سعي برآن است تا جنبه هايي از فيزيك صداي تنبك به طور اجمال عنوان گردند.

 

پوست تمبك

 

1-     مد هاي ارتعاش پوست در تمبك و ساير ساز هاي پوستي (MEMBRANOPHONES) بر خلاف ارتعاش سيم در سازهاي زهي هارمونيك ((HARMONIC نبوده و در بهترين حالت خود شبه- هارمونيك ((QUASI-HARMONIC مي باشند. ساختار طيف (SPECTRUM) صداي تمبك وابستگي كامل به جنس و ساختار داخلي پوست و عملكرد محفظه داخلي بدنه تمبك دارد.

2-     وسعت منطقه ضربه خورنده تعيين كننده نوع  مد هاي  ارتعاشي  حاصله است . اگر در يك ناحيه خاص ضربه اي با يك انگشت  و سپس با مثلا 4 انگشت به هم چسبيده نواخته شود ، در حالت دوم مدهاي ارتعاشي بم تر شاخص ترند و در حالت اول مدهاي ارتعاشي زير تر.

3-     هرچه بخش ضربه زننده صلب و سخت تر باشد مدهاي ارتعاشي زير تر شاخص ترند.

4-     نوازنده مي تواند بلا فاصله بعد از اجراي تكنيك و با گذاشتن آهسته دست بر پوست مدهاي ارتعاش پوست را ميرا كرده و صدا را خفه كند ((DAMPING .

5-     با گذاشتن تكه اي پارچه بر روي پوست ،  مدهاي ارتعاشي زير تر ميرا شده و رنگ صدا بم  و گرفته مي شود.

6-     نوازنده قادر است بر نقاط متفاوتي از پوست ضربه بزند(بدون اجراي تكنيك هاي گرفته). دراين حالت مدهاي ارتعاشي متفاوتي در ساختار طيف صداي تمبك اهميت پيدا مي كنند . مثلا در تكنيك پلنگ مدهاي ارتعاشي زيرتر و درتكنيك تم مدهاي بم تر شاخصند و همين باعث تفاوت در رنگ  صدا مي گردد. در محل ضربه مدهاي داراي شكم ارتعاشي(ANTI-NODE)(نقاطي از پوست كه داراي جابجايي بر اثر ضربه اند) و نه مدهاي داراي گره ارتعاشي (NODE)(نقاطي از پوست كه ساكنند)مرتعش مي شوند.به اين ترتيب با اجراي تكنيك تم در وسط پوست ، مدهاي ارتعاشي دايره اي با  شكم در وسط پوست و گره در لبه پوست ايجاد مي شوند . اين مدها در بم ترين نقاط طيف تمبك قرار دارند.

7-     پوست در سازهايي مانند تمبك به لبه محدود بوده و تحت كشيدگي ناهمگن از تحت تمام جهات قراردارد. اين كشيدگي فركانس ارتعاشي خاصي را به صداي حاصل از ضربه مي دهد . كوك صدا (PITCH) در تمبك تابع اين كشش و عملكرد محفظه داخلي كاسه تمبك است. در تمبك هاي زير خوان( مثلا با كوك MI)  كوك تمبك وابستگي بسياري به سومين مود ارتعاشي دارد در حاليكه اين وابستگي در تمبك هاي بم خوان ( مثلا با كوك LA) متفاوت است.

8-     نوازنده قادر است با گرفتن نقاط خاصي از پوست و و تغيير كشش آن ارتفاع صدا و نت حاصل از آن را تغيير دهد.

9-      نوازنده قادر است حين ضربه زدن و با گذاشتن نوك انگشت به صورت لمس ملايم پوست  در آن نقطه گره ارتعاشي ايجاد نمايد . به اين ترتيب تنها مدهاي ارتعاشي تحريك مي شوند كه در آن نقطه گره ارتعاشي دارند.

 بدنه تمبك

 

10- محفظه داخلي تمبك ساختار نهايي طيف صداي تمبك را تعيين مي نمايد.

11- با حذف بدنه تمبك صدا دهي آن متفاوت مي گردد و شبيه طبل هاي قابدار مي شود. علت آن اين است كه پوست مرتعش در ساز هايي مانند دف كه نوعي طبل قاب دار(FRAM DRUM) است داراي الگوي طيف صوتي پوست هاي مرتعش بدون بدنه مي باشند. همين اتفاق با حذف كاسه تيمپاني نيز مشاهده مي شود.

12- عملكرد كاسه تمبك با تشديد  بخشهايي از ساختار طيف صداي تمبك مشخص مي گردد. در واقع كوك در صداي تمبك كه وابسته به مود ارتعاشي خاصي است توسط محفظه داخلي بدنه ساز تعريف مي شود.

13- بدنه تمبك با نفير انتهايي خود مانند يك تشديدگر هلمهولتزي (HELMHOLTZ RESONATOR) است. بازدن ضربه به مركز پوست و بسته به كشش پوست ، حجم داخلي كاسه ، دهانه داخلي نفير متصل به كاسه و طول گردن نفير صداي بسيار بمي توليد مي گردد كه در ساختار طيف خود تقريبا به صورت يك موج سينوس خالص بم مشخص است.

14- اگر بدنه تمبك فلزي باشد همانند بدنه فلزي تيمپاني مودهاي ارتعاشي زير تر تشديد مي گردد .

 

************************

 

متن انگلیسی این مقاله را در سایت  Drumdojo  ببینید:

 

 Notes on Tombak Acoustics

تمبک نوازان قاجار

آقاجان دوم:آقاجان فرزند داود شیرازی ، از شاگردان سماع حضور و از منسوبین حسن خان (معروف به سنتورخان استاد معروف سنتور عصر محمدشاه و اوائل سلطنت ناصر الدین شاه) بود. او در فن خود مهارت تمام داشت و در خواندن تصنیف و نواختن تنبک کسی به پای او نمی رسید.

او پدر حاجی خان( معروف بحاجی خان عین الدوله ای) بود. میرزا عبداله خان دوامی استاد بی نظیر کنونی که او را دیده و سازش را شنیده نقل می کند که آقاجان در تنبک نظیر نداشته و بر همه اساتید این فن در زمان خود مقدم بوده است.

از شاگردان آقاجان می توان از ابوالحسن صبا و فرزندش معروف به رضای روانبخش و غیر اینها نام برد.

رضا روانبخش:رضا روانبخش، فرزند آقاجان ، بواسطه استعداد و قریحه ذاتی و توجه خاص پدر در جوانی در تنبک و خواندن اشعار ضربی شهرت پیدا کرد. تنبک نیکو می نواخت و دو دانگ آواز را با ملاحت و استادی میخواند. متاسفانه دیری نپائید و در جوانی در حدود 1320 شمسی درگذشت. حسین تهرانی از تعلیم و روش او بهره مند بود.

حاجی خان عین الدوله: حاجی خان تربیت شده پدر خویش آقاجان اول ٬ استاد تنبک در اوائل و اواسط سلطنت ناصرالدین شاه بود. او شاگرد اول حبیب سماع حضور در تنبک نیز بوده است. ابوالحسن صبا ، میرزا عبداله خان دوامی و ملوک ضرابی از تربیت شدگان او بوده و می گویند حاجی خان صدای دو دانگ مطبوعی داشت و در خواندن اشعار ضربی مبتکر بود و در فن نواختن تنبک و خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی تسلط کامل داشت.

روح ا... خالقی ، مؤلف سرگذشت موسیقی ایران می نویسد : «از درویش خان (استاد درجه اول نوازنده تار و سه تار) نقل است که او (مترونم) ارکستر بوده و از آنچه معروف است و همه اهل فن تصدیق دارند او را در زمان خود بهترین تصنیف خوان و تنبک نواز دانسته اند.» حاجی خان چون از خواص خدمه عین الدوله بود او را حاجی خان عین الدوله ای می گفتند. او در کنسرت های گروه اخوت در سینما فاروس لاله زار تهران شرکت کرده ، برنامه هایی را اجرا می نمود.

محمدتقی نسقچی باشی : محمدتقی از شاگردان سماع حضور بود. اساتید مطلع او را در خواندن تصنیف و نواختن تنبک در ردیف اساتید بشمار آورده اند و چون بیشتر مصاحب نسق چی باشی استاد نوازنده تار و شاگرد معروف میرزا حسینقلی بود به تقی نسق چی باشی معروف گردید.



تصویری از مطربان در دوره قاجار

حاجی احمد کاشی:از نوازندگان تنبک اواخر عهد ناصری و دوره مظفری بود که بیشتر با میرزا حسینقلی و برادرش میرزا عبداله (استادان معروف) کار میکرد و در صفحه ای که از این اساتید باقی است تنبک گرفته است.

عیسی آقاباشی: اهل اصفهان بوده و در اواخرعهد قاجار در طهران زندگی می کرد . صدائی خوش داشت و از اطلاعات کافی در موسیقی بهره مند بود و در نواختن تنبک و خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی مهارت داشت. میگویند ابراهیم آقاباشی خواننده ظل السلطان هنگام سالخوردگی تصمیم گرفت شاگردی تربیت کند که جانشین او باشد و عیسی را تربیت کرد و بهمین مناسبت به عیسی آقاباشی معروف گردید.

عیسی آقاباشی هنرمندی با ذوق و سلیقه بود. سلیمان امیرقاسمی (خواننده) از تربیت شدگان او بود. عیسی آقاباشی برادری داشت بنام "زمان" که او نیز در نواختن تنبک و خواندن تصنیف و آواز مهارت داشت.

منبع : سایت گفتگوی هارمونیک

تمبک نوازان قاجار

به هنگام تحقیق پیرامون تنبک نوازان عهد قاجار متوجه می شویم که متاسفانه به غیر از چند نوشته باارزش ٬ هیچ منبع دیگری درباره آنها دردست نیست. به عنوان مثال میرزا حبیب قاآنی شاعر عصر فتحعلیشاه و محمد شاه و اوائل سلطنت ناصرالدینشاه (متوفی 1270 هجری) در اشعار خود از سه تن به نامهای اکبر، احمد و بابائی نام برده است:

تارزن زاغی و ریحان و ملیخای یهود
تنبک گیر اکبری و احمدی و بابائی

از طرفی باید ذکر شود که اکثر اساتید موسیقی و خوانندگان و نوازندگان ماهر سازهای مختلف درقدیم همگی به تنبک آشنا و بعضی در آن تخصص داشتند. اساتید نوازنده تنبک اکثراً از نعمت صدای خوش بهره مند بوده و معمولاً خوانندگان تصنیف و اشعار ضربی بودند( خواندن تصنیف و اشعار ضربی و آهنگی قوه تشخیص ضرب می خواهد تا در موقع خوانندگی وزن را از دست ندهند و به اصطلاح از ضرب خارج نشوند).

در ذیل از نوازندگانی نام می بریم که در اواخر عصر قاجاریه (از زمان سلطنت ناصرالدینشاه) به بعد می زیسته و عنوان و شهرت داشته اند.

آقاجان اول: آقاجان اول از اساتید درجه اول نوازنده تنبک در اوائل عصر ناصرالدینشاه قاجار بود و اساتید معمر کنونی او را ندیده بودند. بعد از او چون نوازنده استاد و ماهر دیگری بهمین نام ظهور کرد و به آقاجان دوم معروف شد برای تمیز این دو او را آقاجان اول نامیدند. می گویند آقاجان اول در نوازندگی و خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی بسیار مهارت داشته است.

حبیب ملقب به سماع حضور:حبیب ملقب به سماع حضور از نوازندگان بنام تنبک و استادی بی مانند بود و علاوه بر این هنر در نوازندگی سنتور نیز استاد مسلم عصر خود بشمار می رفت. استاد سماع حضور در تنبک شناخته شده نیست و شاید آقاجان اول بوده باشد. به هرحال نوازندگان درجه اول تنبک که بعد از او شهرت یافتند اکثر از تربیت شدگان وی بوده و هر یک استاد زمان خود شناخته شدند مانند آقاجان دوم- حاجی خان- محمدتقی خان و فرزندان او حبیب و محبوب و غیر اینها. پدر سماع حضور موسوم به میرزا غلامحسین معروف به آقاجان استاد کمانچه بود و بعید نیست که مربی اولیه سماع حضور در تنبک او بوده باشد.



سماع حضور چون از جوانی همراه ساز آقا محمد صادق خان سرورالملک استاد بی نظیر عصر خود تنبک می نواخته است علاوه بر آموختن نوازندگی سنتور در نواختن تنبک و خواندن تصنیف و آهنگهای ضربی مهارت بسیار یافت و فرزندان او حبیب و محبوب از هنر پدر بهره مند شدند و حبیب در تنبک و به ویژه سنتور مهارت کافی یافت و استاد مسلم سنتور زمان ما شناخته بود.

سماع حضور مردی بی آلایش ٬ ورزشکار و کشتی گیر و از دروایش سلسله نعمت اللهی و بسیار با عقیده و ایمان بود و کمتر در مجالس متفرقه شرکت می کرد و قدر هنر خود را می دانست، نقل می کنند که در اواخر عمر هر وقت در خلوت تنهائی خود سنتور می زد قبلاً وضو می ساخت و تطهیر می کرد و در جواب درباره علت این کار گفته بود من وقتی ساز می زنم با خدای خود راز و نیاز می کنم و انسان وقتی بطرف خدا می رود باید پاک و مطهر باشد.

سماع حضور در اواخر عصر قاجاریه و زمان سلطنت احمدشاه در گذشت و غیر از حبیب و محبوب فرزند دیگری بنام محب داشت که از هنر پدر بهره چندانی نگرفت. فرزندان سماع حضور همه در نظام خدمت می کردند و تنها فرزندش حبیب از هنرمندان بنام عصر خود شد.

منبع: گفتگوی هارمونیک

درباره تمبک

ساز، سیستمی است فیزیکی و قابل ارتعاش، متشکل از بخش های مختلف با وظایف خاص. در حالی که نوازنده با اعمال نیرو بر ساز، آن را مرتعش می کند، برآیند پاسخ های اجزای سیستم منتهی به ایجاد خصوصیات کمی و کیفی صوت برخاسته از ساز می شود. عالم سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد. به دانش مطالعه سازموسیقی ٬ ارگانولوژی Organology یا همان ساز شناسی گویند .

اما تمبک، به عنوان یک سازپوستی از چه جایگاهی در عالم ساز ها برخورداراست؟ بعضی از موارد مورد بررسی ارگانولوژیک( سازشناختی) تمبک عبارتند از : - خصوصیات فیزیکی و بررسی صوتی ساز (کیفیت صوتی- محدوده ی صوتی- صدای ثابت یا قابل تغییر- تداوم صدای ساز - ابعاد دینامیکی صدای ساز- قابلیت های رنگ آمیزی صوتی ساز- …)

- شناخت دقیق ساختمان بیرونی و درونی ساز و بخش مرتعش و صدادهنده و توصیف دقیق آنها و ارتباط ساختاری اجزا و در نهایت جنبه های تزیینی ساز . - خصوصیات فرا موسیقایی که نشان دهنده نگرش های مذهبی، آیینی و فرهنگی به آن می باشد.
- شیوه ی اجرای ساز
- ارتباط با سازهای شبیه به خود در فرهنگ های مختلف
- تکامل و پیشینه تاریخی ساز
عالم سازها از تنوع چشمگیری برخوردار است. این تنوع باعث می شود تا سازها از جهات مختلف مطالعه شوند و جایگاه هر کدام و ارتباط سازها با هم مشخص گردد . گاهی در بین سازهایی مانند تمبک و دربوکه عربی چند صفت مشترک مشاهده می گردد و گاهی نیز یک صفت تنها در یک ساز مشاهده می گردد.

ازجمله صفات مشترک بین آنها می توان وجود پوست مرتعش و از جمله ی صفات خاص می توان شکل خاص هندسی، تزیینات و سونوریته sonority خاص تمبک را برشمرد. سونوریته یا صدادهی ساز تابع عوامل متعددی مانند : نوع مواد بکار رفته در ساز، هندسه ساختمان ساز، نحوه به ارتعاش درآوردن ساز (تکنیک نوازندگی) است. هر گونه تغییر در این عوامل باعث تغییر سونوریته می شود. سونوریته تمبک غیر کوک دار با تمبک کوکی مسلما متفاوت است.

و اما قدمت ساز شناسی به تمدن های کهن چین ، یونان باستان و هندوستان می رسد. موسیقیدانان اسلامی همانند فارابی با کتاب موسیقی الکبیر، ابن سینا با کتاب رساله شفا و عبدالقادر مراغه ای با کتب متعدد ، نیز در این زمینه تلاش کرده اند.

در اروپا نیز می توان از Sebastian Virdung با کتاب Musica getuscht und ausgezogen (1511) و Martin Agricola با کتاب Musica instrumentalis deudsch (1529). نام برد. در قرن 17 Michael Praetorius با دو کتاب خویش Syntagma musicum (1618) و Theatrum instrumentorium (1620) تعدادی از سازهای دوره رنسانس و آفریقا را به تصویر کشید. قرن 18 و 19 شاهد مطالعه کمتر ولی کاربرد سازهای ملل مختلف در فرهنگ موسیقی اروپا بود. در قرن 20 موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی Curt Sachs و Erich von Hornbostel سیستم رده بندی سازها را در 1914 ارائه دادند.

خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند :
* سازهای پوستی membranophones که تولید صدای آنها ناشی از ارتعاش پوست است.
* سازهای خودآوا idiophones که تولید صدای آنها ناشی از ارتعاش جسم سخت یا انعطاف پذیر است.
* سازهای زهی chordophones که تولید صدا ناشی از ارتعاش سیم است.
* سازهای بادی Aerophones که تولید صدا ناشی از ارتعاش ستون هوا است.
*سازهای الکتریکی Electrophones که تولیدی صدای آنها ناشی از وجود جریان الکتریسیته است.

پوستی ها Membranophones در رده بندی زاکس- بوستل
سازهای این دسته دارای بخش مولد صورت از نوع پوست مرتعش اند. نواختن این سازها به شیوه های ضربه ای- مالشی و دمیدنی صورت می گیرد. ضربه زدن به ساز به دو حالت کلی مشاهده می شود :
- مستقیم توسط ضربه با دست یا کوبه.
غیرمستقیم مثل طبل های تکان دادنی که اجسام داخل طبل به پوست ضربه می زنند، طبل های مالشی ( مالیدن چوب، دست یا زه به پوست ) و دمیدن به پوست مانند (میرلیتن ها Mirlitons) که ارتعاش هوا ناشی از دمیدن، پوست را به ارتعاش در می آورد.

اصولا در این رده بندی ابتدا طبلها را براساس شیوه نواختن و سپس بر اساس سایر صفات تقسیم می نمایند و به هر سطح طبقه بندی یک کد براساس سیستم دهدهی دیوئی Dewey اختصاص می دهند . مرحله اول طبقه بندی پوستی ها در سیستم زاکس – بوستل منجر به 4 سطح همترازمیگردد :
2 سازهای پوستی (طبلها)
21 طبلهای ضربه ای
22 طبلهای زخمه ای
23 طبلهای مالشی
24 طبلهای دمیدنی

صفاتی که در پوستی ها باید در نظر گرفته شوند عبارتند از :
الف) شکل ظاهری بدنه که توسط ابعاد هندسی ساز تعریف می شود. بدنه ی طبل ها به اشکال گوناگون مشاهده می شود. در مقابل شکل هندسی انواع سازهای پوستی را مشاهده می کنید :
*** آوندی Kettle drum، مانند تیمپانی
*** لوله ای Tubular drum: استوانه ای Cylindrical drum- بشکه ای Barrel drum – مخروطی Conical drum- دومخروطیDouble-conical drum - ساعت شنی Hourglass drum- ساغری شکل Goblet drum *** قابی شکلFrame drum



ب) کشیده یا کوتاه بودن طول بدنه، گلو (نفیر) دارا بودن بدنه، پایه دار یا بدون پایه بودن.
ج) تعداد پوست متصل به بدنه و تعداد پوست نواختنی.
د) باز یا بسته بودن انتهای ساز.
ه) شیوه اتصال پوست به بدنه (چسبیده- میخ شده- وصل به طوقه- طناب پیچ شده)
و) صدادهی (کوک پذیری و نحوه آن- رنگ آمیزی صوتی- تغییر ارتفاع صوت بدن تغییر کشش)
ز) شیوه و اجرا : ضربه (مستقیم- غیرمستقیم) مالش- دمیدن
ح)جنس مواد سازنده ی بخش های مختلف ساز
ط) آرایش ها و تزیین ساز
با گسترش سطوح طبقه بندی و اختصاصی تر شدن صفات ، ساختارکدینگ هم بر اساس دسته بندی 3تایی کدها کامل تر میشود.

تمبک به عنوان یک سازپوستی ساغری شکل دارای کد 211.261.1 می باشد که هر عدد از چپ به راست معرف :
2 : ساز پوستی 1: ضربه ای بودن 1: ضربه مستقیم با دست
2: طبل لوله ای 6: ساغری شکل بودن 1: یک پوسته بودن
1: باز بودن طرف دیگر طبل

با اینحال به نظر نگارنده ، تمبک را می توان یک ساز هیبرید یا مخلوط دانست چراکه می تواند:
- به دلیل تولید صدا از پوست ، ساز پوستی باشد.
- به دلیل تولید صدا از بدنه به اشکال مختلف ، انواع خود آوا را نمایش دهد.
منبع : سایت گفتگوی هارمونیک

دهل

 

 
دو عدد دهل

دُهُل نام یکی‌ از سازهای کوبه‌ای موسیقی است. دهل طبلی بزرگ و دورویه‌ای که هر دو طرف آن پوستی از گاو یا گاومیش دارد، است. در متن‌های مختلف نام آن، داول، تاول و داوول آمده است.

شکلی از آن به همراه سرنا در مناطق روستایی نواخته می‌شود. نوازنده دهل را با ریسمانی که از شانه‌ها می‌گذرد به خود آویخته و با دو مضراب مختلف می‌نوازد. برخی گفته‌اند انتهای مضراب دهل، پارچه‌ای گلوله‌ای شکل دارد ولی دهل را از یک طرف با چوب کلفتی به نام چنگال و از یک طرف با چوب باریکتری به نام دیرک نوازند. البته در نواحی جنوبی ایران مانند هرمزگان و اطراف آن دهل را با دو دست می‌نوازند.

دهل در خاورمیانه و بویژه ایران دارای گونه‌های فراوان محلی است. برای نمونه در جنوب ایران گونه‌های زیادی از دهل وجود دارد مانند پیپه، جفه، پونکه و تویری.

دمام , سنج و شاخ

طنین سنج و دمام از آبادان
نگاهی به آیین های نوحه خوانی و عزاداری حماسه محرم درخطه جنوب

درنواحی جنوب غربی ایران تا جنوب شرقی آن، نوحه خوانی، نوازندگی سنج و دمام در ماه محرم و صفر حکایت از دردها و غمهای فراوان دارد.
در ماه محرم و صفر از سازهایی جهت نوازندگی غم و حماسه بنام سنج، دمام و بوق استفاده می شود که نواختن آن حالتی در انسان بوجود می آورد که او را برای سینه زنی و عزاداری آماده می نماید. در گذشته دور بدلیل نبود سیستم اطلاع رسانی و صوتی، بانواختن سنج و دمام ساکنین محلات را جهت عزاداری خبردار می کردند.
سنج و دمام و بوق هر سه از سازهای تشکیل دهنده این همنوازی است که سابقه آن به بیش از ۱۰۰سال می رسد و آن طور که از گذشته باقی است از کشورهای آفریقایی بدلیل مسافرتهای دریایی جنوبیها، به ایران آورده شده است.
زنگبار افریقاو مسلمانان آن به نوعی عزاداری با سازهای مذکور پرداخته و ملوانان چون وجه مشترک دردهای و غمهای خودشان را با آنان احساس کرده از این سازها درمراسم عزاداری خود در ایران استفاده کرده و نسل به نسل تحویل ما گردید.
ازیک طرف صدای سنج و دمام تداعی کننده طبل زمان جنگ و حماسه روز عاشورا است و از طرف دیگر وسیله ای برای خبر و آمادگی مردم آنزمان بوده است که همراه با یک نوع بوق مخصوص که از شاخ حیوانات ساخته می شود، همگی نوعی تهیج وتحریک رادرمردمی که قصد عزاداری و سینه زنی دارند، بوجود می آورد.
ترتیب و تعداد دمام زنان و نوازندگان سنج در نقاط مختلف جنوب، متفاوت است، در بوشهر مجموع دمام و سنج زنان ۷،۵و ۹و گاهی بیشتر است، یعنی یک نفر به عنوان “اشکون”(که دمام زن حرفه ای است) در کله صف دمام زنان قرار دارد و بقیه نفرات در طرفین او قرار می گیرند دو در سمت راست و چپ اشکون وظیفه “غمبر” را ایفا می نمایندو مابقی با آهنگی موزون با آنان همراهی می کنند، در پایین صف دمام زنان یک نفر سنج زن قرار می گیرد و مابقی سنج زنان در لابلای دمام زنان قرار گرفته و براساس یک نت مشخص نوای سنج و دمام را به گوش و دلهای عزاداران می رساندند.
در آبادان تعداد دمام زنان زوج است و جای سنج زن در پایین صف یک دمام زن ماهر پر می کند، تعداد دمام زنان بستگی به توان و بضاعت حسینیه و دمام زنان دارد و در جاهایی حتی ۱۸دمام و ۱۰سنج نواخته می شود. شروع دمام زنی با نواختن بوق مخصوص بوده و پس از لحظاتی که از نواختن سنج و دمام گذشته، مجددا بوق بصدادرمی آید واین وضع راتاپایان نوازندگی هر از گاهی بعهده دارد.
زمان نواختن سنج و دمام چیزی حدود ۲۰تا ۸۰دقیقه و در پاره ای موارد مثل شب و ظهر عاشورا آن، صف دمام صف دمام زنان چیزی حدود سه ساعت در مسافتهای طولانی با دستجات دیگر در کوچه و معابر و حسینیه ها به نوازندگی می پردازند، پس از اتمام نوازندگی بلافاصله سینه زنی شروع می شود.
نوحه خوانی و نوحه سرایی و سینه زنی همچون نوازندگی سنج و دمام از سابقه ای طولانی برخوردار است، نوحه خوانی در استانهای خوزستان، بوشهر و هرمزگان، خواستاران فراوانی دارد، در گذشته بدلیل وجود مشکلات و مصائب و کمبودهای اجتماعی، دلهای دردمند با نوای غم در شرایط عادی و با نوحه سرایی ونوحه خوانی در ماههای محرم و صفر و شبهای ۱۹تا ۲۳ماه مبارک رمضان بنحوی خودشان را تسکین داده و سبک وزلال می نمودند،دراین میان نوحه از اقبال و استقبال بی نظیر عمومی بهره مند است.
مراسم سینه زنی همراه با آواز نوحه که خود نوعی ملودرام غم انگیز است تحقق می یابد، این مراسم باترتیب وبرنامه خاصی شروع شده و ارج آن موقعی است که نوحه خوان اعلام “واحد” می کند. ابتدا شخص بعنوان سرخوان با تانی و آهسته و آرام نوحه خوانی را آغاز میکند و سینه زنان یکی پس از دیگری به جمع سینه زنی اضافه می گردند و زمانی که “بر” سینه زن به اندازه کافی بزرگ شد نوحه خوان اصلی به در انداز نوحه می پردازد. تکنیک اصلی آن به این شکل است که نوحه اول را از لب و قسمتی از فضای دهان و نوحه دوم را از فضای کامل دهان ونوحه سوم راازحلق و حنجره و نوحه چهارم را که عمولا قبل از واحد است از کله، سر می دهد، در این موقع سینه زن شور و حال زیادی به خود گرفته و با “مرمی” کردن برای نوحه خوان خود را آماده می کند که واحد را اعلام نماید.
سینه زن در مرحله اول با زدن دست به سینه و حرکت پا طبق یک ضابطه مشخص و ریتم معین به سینه زنی می پردازد بطوری که هنگام عقب نشینی پای چپ و به جلو آوردن پای راست یک دست به سینه می خورد. این نوع سینه زنی را سینه زنی دو ضرب یا دو دست می نامند که در موقع واحد این حرکت به نصف تقلیل یافته و همانطور که مشخص است نتیجه آن یک میشود یک در زبان عربی واحد می باشد و این کلمه در نوحه خوانی با همین لفظ استعمال می شود. پس از بزرگ شدن دایره(بر) سینه زنان شخصی که برها را می سازد اقدام به تشکیل بر دوم و سوم و… در مواقعی تا ۱۰بر و بیشتر می رسد، البته وجود بر کم از کیفیت سینه زنی کاسته و وجود بر زیادتر از ۱۲نیز از کیفیت و کنترل دقیق نیز خواهد کاست. بدون اغراق و تعصب باید گفت کیفیت سینه زنی در بوشهر بویژه در زمان مداحان معروفی چون “عباس دریانورد”، “محمد شریفیان” و “جهانبخش کردی زاده” در حد بالایی بوده و کثرت سینه زن در زمان این مداحان بزرگ معنی نداشته و بیشتر به کیفیت و نظم و ایجاد یک هارمونی دقیق توجه داشته اند. “سید مرتضی داوودی” یکی از کارشناسان اجتماعی پیرامون نحوه نوحه خوانی در آبادان می گوید: برخی از مداحان به مدد سیستمهای صوتی نواقصشان به سختی قابل تشخیص بوده و نمی توان مشخص کرد چه کسی بر دیگری رجحان دارد و به همین دلیل هر کسی بخودش اجازه داده که براحتی نوحه سرایی کند. او اضافه کرد: سینه زنان امروز با گذشته تفاوت دارند و به مرور سبکهایی را از خود بروز داده که از نظر فن و صاحبنظران مورد تایید نیست.

دمام

دمام

دمام يکي از مشهـورتـرين آلات موسيقي در جـنوب کـشور، خصوصاً بـوشهـر است. دمام بصورتي استوانه شکـل است که دو طرف آن با پـوست مسدود شده و با تـسمه و طـناب آن را سفت و محـکم مي بـنـدند.  موقعـي که آن را بـرروي زميـن بصورت محـکـم و ثـابت مي گـذارند، مي توانـند با دو دست هـم آن را بـنـوازند. در بعـضـي مـواقع آن را از گـردن خود آويزان کرده و شروع به نواخـتـن مي کـنند.  با اينکـه دمام فـقط در مخصوص ايران است؛ اما بطور مـثـال شما مي توانيـد آن را در هـنـد، بعـضي از کـشورهـاي عـربي و آفـريقـايي پـيـدا کـنـيـد.

 

انواع نقاره (ناقاره)

نقاره







این ساز از دو طبل کاسه مانند درست شده که کاسه ی بزرگتر صدای «بم» و کاسه کوچیکه صدای «زیر» میده. کاسه های نقاره (ناقاره) رو از مس یا سفال درست میکنن و روی اون پوست گاو و یا گوسفند میکشن. برای نواختن این ساز معمولاً اون رو بر روی پایه ای مخصوص سوار میکنن، البته تو مجالس خانگی یا مشابه اون، ساز رو بر روی قطعه فرشی قرار میدن و با دو ترکه ی نازک بر روی اون میکوبن.
نقاره در زمانهای قدیم،هم در مواقع جنگ به کار میرفت و هم در مواقع صلح، به این معنی که به هنگام نبرد یک ساز رزمی محرّک و شور آفرین بوده که اون رو بر کوهان شتر میبستن و نقاره چی ها سوار بر شتر شده و در میدان جنگ مینواختن و در موقع صلح به عنوان یک ساز بزمی در سورها و میهمانی ها، اون رو در گردن آویزون میکردن یا در محل های معینی روی جایگاه قرار میدادن و مینواختن.
این محل ها رو «نوبت خانه» یا «کوس خانه» و «نقاره خانه» میگفتن و به نوازنده های نقاره «نوبت نواز» و «نوبت زن» میگن. در نقاره خانه سازهایی مثل «کرنا» و «سرنا» هم نواخته میشد که این همنوازی، صبح و شام، برای استقبال از خورشید و بدرقه ی اون بوده. هنوز هم در مکانهای متبرکه مثل حرم امام رضا، نقاره خانه وجود داره که در مواقع خاصی صدای اون به گوش میرسه.
این ساز به انواع و اندازه های مختلف و در نقاط مختلف کشورمون ایران وجود داره درباره ی هر کدوم شرح مختصری میدم:

نقاره ی شمال(گیلکی):
از دو کاسه ی سفالی که یکی کوچکتر از دیگری میباشد تشکیل شده،این ساز رو معمولاً با چوب و در موقع لزوم با دست مینوازند.انداره این ساز به این صورته که قطر دهانه ی کوچک معمولاً 16 و دهانه ی بزرگ 22 سانتیمتره.
نقاره ی سنندج:
از نوع شمالی کمی بزرگتره، بعضی وقتها به اسب میبندن و نوازنده سوار بر اسب با دست شروع به نواختن میکنه.
نقاره ی فارس:
مثل دوتای قبلی جفتی، ولی با اختلاف زیادتری در اندازه. قطر دهانه ی کوچک 22 و دهانه ی بزرگ 39 سانتیمتر و شکل آن نیز خمره ای فشرده است.

دمام بوشهر

 

محرم در بوشهر

محرم در بوشهر

محرم در بوشهر

ایام محرم و سوگواری برای سید و سالار شهیدان در بوشهر دارای مراسم خاصی می باشد.

در بوشهر عزاداران دور یكدیگر حلقه می زنند و مراسم سینه زنی را در مساجد و حسینیه ها برگزار می كنند. مساجد و حسینیه ها ی بوشهر، در دهه محرم عزاداران زیادی را در خود جای می دهند. سینه زنی بوشهری به این صورت است كه نوحه خوان در وسط می ایستد و بین 5 تا 20 حلقه انسانی دور او تشكیل می شود. سینه زن ها به صورت دایره ای می چرخند و حركت پای آنان با نوای نوحه خوان هماهنگی دارد.

نوحه خوانی ابتدا با ریتم ملایم آغاز می شود و سپس تند شده تا وقتی كه نوحه خوانی به مقطعی با عنوان «واحد» می رسد. در این قسمت نوحه های حماسی خوانده ، سینه زدن ها تند شده و پاها به زمین كوبیده می شود. این مقطع با یك آهنگ قطع می شود و سپس با نوحه ای دیگر تكرار می شود. پس از اتمام این نوحه مراسم سینه زنی به پایان می رسد.

آلات موسیقی در دسته های عزاداری بوشهر نیز متفاوت است. طبل بسیار بزرگی به نام«دمام»، سنج و بوق مخصوصی با صدایی بلند، در دسته ها نواخته می شوند.

«دمام» را هر كسی نمی نوازد، تنها افراد با تجربه می توانند دمام بزنند. سر دسته دمام زن ها كه «اشكون زن» خوانده می شود، راهنمایی دمام زن ها را برعهده می گیرد و با ریتمی متفاوت از دیگران دمام می زند.

تعزیه خوانی نیز در بوشهر رواج دارد. تعزیه خوان ها در چند میدان بزرگ شهر جمع می شوند و صحنه های تاسوعا، عاشورا،‌ شام غریبان و 13 محرم را به تصویر می كشند.

غذاهای كه در محرم به صورت نذری تهیه می شوند، غالبا محلی هستند. در صبحانه، نان و آش بوشهری (آش سبزی و گوشت) داده می شود، ناهار و شام نیز اكثراً شكر پلو و قیمه بوشهری (كه چلو قیمه خوانده می شود)است. شكرپلو را با شكر و زعفران درست می كنند و قیمه را هم با گوشت و نخود له شده می پزند.

حلوای برنجی، حلوای آردی، شله زرد و حلیم هم در مناطق مختلف بوشهر به صورت نذری به مردم عزادار داده می شود.

 

منبع:

تبیان بوشهر