نقش موسیقی در زندگی

نگاه اجمالی

در مغز انسان مرکزى براى دریافت موسیقى وجود دارد که درست در پشت پیشانى قرار دارد، و این همان نقطه‌اى است که وظیفه یادگیرى و ابراز احساسات انسان را نیز بر عهده دارد. به همین دلیل بین موسیقى ، یادگیرى ، کنترل و ابراز احساسات رابطه مستقیمى وجود دارد. دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشان می‌دهند، زیرا شرایط احساسى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد. 

  • اما آیا تنها شرایط احساسى ماست که باعث شفابخشى یا بیمارى زایى موسیقى در وجود ما می‌شود؟
  • یا این مسأله به ذات موسیقى و نوع آن نیز بر می‌گردد؟
  • اولین مطلبى که باید بدانیم این است که اصلا چه اتفاقى می‌افتد که یک موسیقى در ذهن ما جاى می‌گیرد؟

آیا موسیقی مفید است؟

دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیهاى در قشر جلویى مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده ، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دارد. 

باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توان مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد. تحقیقات نشان می‌دهد که باید به انواع موسیقى در درمان بیماریها توجه شود. 

طب سنتی با موسیقی

موسیقى شرقى و درمان کوفتگى

بر اساس شواهد تجربى برخى از ملودیهاى قدیمى مشرق زمین براى از بین بردن سردردها و کوفتگى بدن موثر است. و به گفتهای حدود 800 سال پس از میلاد مسیح ، در برخى از مراکز درمانى مشرق زمین ، از موسیقى براى درمان دردها استفاده می‌شده است. 

کاهش خطر آلزایمر با موسیقى

دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند مطالعه ، نواختن موسیقى و انجام بازیهایى مثل شطرنج با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر در افراد مسن مؤثر است. 

درمان رگ گیرى کودک با موسیقى

استفاده از موسیقی‌هاى مخصوص کودکان باعث انحراف ذهن آنان نسبت به درد ناشى از اقدامات تهاجمى کوتاه مدت مثل "رگ گیرى" می‌شود. "رگ گیرى" یکى از شایعترین اقدامات دردناک پزشکى است و به صورت مکرر به عنوان لازمه و مقدمه تشخیص یا درمان بیماریها مورد استفاده قرار می‌گیرد. شدت درد "رگ گیرى" در کودکانى که فکرشان در زمان "رگ گیرى" به سمت موسیقى کودکان معطوف شده به طور معنى دارى کمتر از سایر روشها بوده است. 

نقش موسیقی در بهبود یادگیری

موسیقى و افزایش توان یادگیرى

پزشکان با مقایسه کودکانى که تحت آموزش موسیقى قرار داشتند با سایر کودکان به این نتیجه رسیده‌اند که کودکانى که در گذشته تحت آموزش موسیقى قرار گرفته بودند حافظه شفاهى بسیار قویترى دارند و می‌توانند لغات بیشترى را از فهرست خوانده شده به یاد بیاورند و در هر سنجش ، بهتر از سنجش قبل عمل می‌کنند. 

افزایش حافظه با آموزش موسیقی

تداوم آموزش موسیقى به افزایش حافظه می‌انجامد. روانشناسان بر این باورند که آموزش موسیقى نیم کره چپ مغز را تحریک می‌کند و یادگیرى شفاهى نیز توسط همین قسمت از مغز انسان کنترل می‌شود. بنابراین ، بهبود حافظه انسان با ادامه یادگیرى موسیقى ، ادامه پیدا می‌کند و با توقف آموزش موسیقى متوقف می‌شود. 

موسیقی ویژه هر انسان

شنیدن موسیقی‌هایى که بر مبناى آهنگ ضربان قلب تدوین شده‌اند، در آرامش اعصاب و کاستن تنش افراد مؤثر است. برای پی بردن به این مطلب محققی از 22 داوطلب خواست که در اتاقى به پاسخگویى یک سلسله پرسش که مرتب سختتر مىشد، بپردازند. براى نیمى از داوطلبان ، موسیقى متکى به ضربان قلب آنان پخش شد و دیگران در سکوت به حل مسائل ادامه دادند. پرسش‌هاى تنظیم شده در پرسشنامه به منظور اندازه‌ گیرى میزان استرس و اضطراب داوطلبان و احساس خستگى آنان تدوین شده بود. نتایج حاصله از پاسخها حکایت از آن داشت داوطلبانى که به موسیقى قلب خود گوش می‌داده‌اند به مراتب از آرامش بیشترى برخوردار بوده‌اند. 

موسیقی معجزه می‌کند!

ارتباط موسیقی با هوش و عواطف

موسیقى هوش و عواطف روحى افراد را تقویت می‌کند. محققان دریافته‌اند که موسیقى ، دقت ، هوش ، حس مشاهده ، استنباط و عواطف روحى انسان را تقویت می‌کند. تحقیقات انجام شده ، نشان می‌دهد که موسیقى به میزان قابل توجهى در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانى بیمارانى که در بخش آى.سى.یوبسترى بوده‌اند، تأثیر داشته است. سامانه اعصاب انسان به محرکهاى موزیکال پاسخ مثبت می‌دهد و عملا موسیقى در تغییر حالت بیماران مؤثر است. استفاده از موسیقى باعث آرامش روحى ، بهبود وضعیت ذهنى ، کاهش اثرات استرسهاى وارده می‌شود و به افراد در برقرارى ارتباط ، اتحاد و تطابق کمک می‌کند. 

موسیقى و نقش بیمارىزایى آن

برخى از موسیقی‌ها هستند که با توجه به مرکز موسیقى در مغز که هم مکان با بخش احساس است بر روى روح انسان تأثیر منفى می‌گذارد. که دو نمونه از آنها و نتیجه تحقیقاتى که درباره آنها شده بیان می‌شود. 

موسیقی‌های غیرمفید

موسیقى تند و ایجاد رفتار پرخاشگری

یک محقق آمریکایی این باور عمومى را که گوش کردن به موسیقى تند و خشن بدون ایجاد هیچ تأثیر مضرى به تخلیه عواطف و احساسات منفى کمک می‌کند، رد می‌نماید. پژوهشگران دانشگاه ایالتى آیوا و بخش خدمات انسانى تگزاس بر روى بیش از 500 دانشجو که به 7 آواز تند توسط 7 هنرمند و 7 آواز ملایم توسط 7 هنرمند دیگر گوش کرده بودند، آزمایشهایى انجام داده شد. در این مطالعه براى ارزیابى احساسات و افکار پرخاش جویانه ، از دانشجویان آزمونهاى مختلفروانشناسى گرفته شد. نتایج بدست آمده نشان داد موسیقى تند بدون آنکه تحریک یا تهدیدى وجود داشته باشد احساسات خصمانه را افزایش می‌دهد. 

موسیقى بسیار بم غم‌انگیز است!

دانشمندان انگلیسى در یک آزمایش نشان دادند صداهاى بسیار بم و غیر قابل شنیدن براى انسانها، موسوم به مادون صوت (Infrasound) ، موجب بروز حالات غیر طبیعى از قبیل اضطراب ، نگرانى ، غم شدید و ناامیدى در افراد می‌شوند. دکتر "ریچارد لرد" از آزمایشگاه ملى فیزیک انگلیس براى بررسى تأثیر صداهاى غیر قابل شنیدن بر افراد ، آزمایشى ترتیب داد. در این آزمایش لرد و همکارانش در یک سالن بزرگ اجراى موسیقى زنده ، قطعاتى از موسیقى را براى 750 شنونده پخش کردند و بدون اطلاع شنوندگان ، در لابه‌لاى برخى از این قطعات به کمک یک فلوت هفت مترى اصوات بسیار بم و غیر قابل شنودى تولید کردند و سپس از شنوندگان خواستند تا واکنش خود به این قطعات موسیقى را بیان کنند. 

با وجود اینکه شنوندگان نمی‌دانستند در کدام یک از قطعات موسیقى ، مادون صوت گنجانده شده است، اما 22 درصد از آنها با اشاره به قطعات موسیقى حاوى صداهاى غیر قابل شنود، بیان کردند که در هنگام شنیدن این قطعات دچار احساسات غیر عادى شده‌اند. این احساسات غیر عادى عبارت بودند از احساس ناآرامى و اندوه ، ناامیدى شدید ، نگرانى و اضطراب ، تنفر و همچنین احساس ترس ، صداهاى مادون صوت به طور طبیعى و در هنگام وقایعى نظیر طوفان ، وزش باد و تغییرات الگوهاى آب و هوایى و همچنین برخى انواع زلزله نیز تولید می‌شوند. دانشمندان عقیده دارند که چنین اصواتى ممکن است به طور طبیعى در برخى مکانها و خانه‌ها نیز تولید شود که در پى آن ساکنین چنین مکانهایى ناخودآگاه احساس ترس و نگرانى می‌کنند و این احساسات خود را به وجود روح و یا مسائلى از این قبیل ، نسبت می‌دهند. 


منبع: دانشنامه رشد

مجموعه های تخصصی آموزش دف مشق عشق

مشق عشق، تنها تولید کننده  مجموعه های آموزش دف  در قالب کتاب و نرم افزار آموزش دف می باشد. مشق عشق  در زمینه تولید نرم افزار آموزش ریتم و آموزش دف مجموعه هایی متشکل از سی دی آموزش دف ، کتاب آموزش دف ،کلاس دف مجازی و ... ارائه می دهد که افراد علاقمند به یادگیری دف نوازی بتوانند تنها با در اختیار داشتن یک رایانه و یک ساز دف ، هنر نواختن دف را به شکلی اصولی و ساده در یک محیط نرم افزاری صمیمی و راحت بیاموزند.
مجموعه های مشق عشق هم برای آموزش اصول دف نوازی و نیز تکمیل مهارتهای فردی و ریتم سازی به کار هنرجو می آیند و هم توانایی او را در گروه نوازی دف به طرز چشم گیری ارتقاء می بخشند.ایقاع و مقام های دف نوازی در توجه مشق عشق قرار دارند.

سری مشق عشق ، از دو بخش کلی تشکیل شده است ، بخش آموزشی و بخش کمک آموزشی.بخش آموزشی می تواند نقش خود آموز دف را داشته باشد و جایگزین خوبی برای کلاس دف باشد و بخش کمک آموزشی  آموزش دف نوازی را با کمک سی دی دف که بصورت نرم افزار آموزش تصویری دف می باشد را ایفا می کند.كلاس مجازی مشق عشق اين امكان را به هنرجو می دهد، كه خود را در يك كلاس دف واقعی تصور كند.

مشق عشق، سعی دارد که با شناساندن ساز دف و ابعاد دف نوازی توسط مقالات تخصصی دف و سازهای کوبه ای دیگر و مقالات تخصصی موسیقی ، افراد هنر دوست را هر چه بیشتر با این ساز آشنا کند .افراد علاقمند می توانند با ارتباط مستقیم توسط  سایت مشق عشق سئوالات خود را در زمینه دف نوازی با معلمان دف مطرح کنند و از مشاوره آموزشی رایگان بهره مند شوند. 



مجموعه هفت قسمتی "مشق عشق" :

هفت چشمه   (هفت قطعه دف نوازی برای دوره مقدماتی)  
هفت نوبت       
هفت سنگ      
دفتر اول     (آموزش دف نوازی دوره مقدماتی و متوسطه)  
دفتر دوم        
هفت دل        
هفت ساز  

موسیقی درمانی 2

رویکردهای گوناگون موسیقی درمانی


مهم ترین عناصر تشکیل دهنده موسیقی عبارتند از : ریتم ( ضرباهنگ ) و ملودی ( آهنگ ) ، که آهنگساز از طریق آن ها ایده ها و احساسات خود را منتقل می کند . در انتخاب موسیقی مناسب برای هر فرد و هر جمعیت ، می توان به عناصر ساختاری موسیقی توجه کرد . در یک برخورد تحلیلی می توان به اثرات روان شناختی ِ ریتم ها ، ملودی ها ، فرم و ارکستراسیون ( انتخاب سازها ) موسیقی پرداخت . در برخی موسیقی های عوامانه و بازاری ممکن است تاثیرات برخی عناصر ، متضاد برخی دیگر باشد . مثلا یک ریتم تند و انرژی زا با یک ملودی و آواز محزون همراه شده و از همین رو می تواند شنونده را دچار احساس سردرگمی و کلافگی نماید . در بررسی ترکیبی و کل نگرانه ی ِ موسیقی به ایده ها و احساسات حاصل از آن توجه می شود ، به این تاثیر " تم " گفته می شود .

شیوه های موسیقی درمانی

به طور کلی موسیقی درمانی به دو صورت فعال و غیر فعال انجام می گیرد . موسیقی درمانی ِ غیرفعال از طریق شنیدن موسیقی های تجویز شده ، بر اساس ویژگی های روانی یا جسمانی اعمال می شود ، در حالی که در موسیقی درمانی ِ فعال ، فرد در تولید موسیقی ، نواختن ساز ، هم سرایی یا آواگری نقش دارد و حرکات موزون یا تصویرسازی روانی ِ هدایت شده حین موسیقی اجرا می کند .
علاوه بر دو شیوه فوق ، از موسیقی درمانی در ایجاد ارتباط موثر بین درمان گر و مراجع ، به عنوان عامل تسهیل گر یا ساختاری در رویکرد های مختلف روان درمانی و نیز بازخورد زیستی ، استفاده می شود .

ملاک های تجویز موسیقی
برای تجویز موسیقی نمی توان ملاک هایی دقیق و کمّی قایل شد یا با یک سری دستورالعمل ها و پرسش های محدود به طور قاطع ، موسیقی اختصاصی یک فرد ، یک بیماری یا یک سیستم حیاتی را تعیین نمود ، زیرا مانند دیگر درمان های بالینی ، نیاز به مهارت بالینی در شناخت تفاوت های فردی ، مسایل فرد و البته ارائه ی ِ برنامه ی ِ موسیقایی ِ مناسب توسط موسیقی درمان گر دارد .
در تجویز موسیقی به طور سنتی ، شناخت طبع فرد یا چاکرایی ( کانون انرژی ) که از نظم خارج شده و حتی طالع فرد در نظر گرفته می شود ولی در روش های جدید بیشتر از شرح حال بالینی ، شناخت رگه های شخصیتی فرد و مشکلات جسمی و روانی اش استفاده می شود . برخی موسیقی ها تداعی گر تجربیات و هیجانات خاصی برای فرد می باشند یا با برخی زمینه های فرهنگی ارتباطی عمیق دارند ولی صرف نظر از این شرطی شدگی ها ، موسیقی زبانی بسیار انتزاعی ، جهانی و غیر شرطی برای ارتباط بالینی است ، چرا که روش هایی که با زبان سر و کار دارد – هر کلمه ای ، هر جمله ای و هر متنی – تداعی ها و تاویل های خاص خود را در زبان ، فرهنگ و فرد دارد .

تم درمانی چیست
نخستین بار افلاطون ، فیلسوف یونانی در کتاب " جمهوری " به طبقه بندی تم ها پرداخت . وی مقام ِ میکسولیدین را حزین ، مقام دورین و فریژین را محرک و مقام لیدین را نشاط آور ، تعریف نمود . سپس در سال 1918 اواسلیوس ، تم ها را به چهار گروه تقویتی tonic ، محرک simulative ، آرام بخش sedative ، و خواب آور narcotic ، طبقه بندی نمود . در ایران نیز برای نخستین بار ، آزاده محمدی در سال 1381 بر اساس حالت های روان شناختی و تاثیرات عاطفی ، تم های موسیقی را به هفت گروه زیر تقسیم نمود :
آرام بخش ، فرح بخش ، حزین ، هیجانی ( هیستریکال ) ، نیروبخش ، شیدایی ، و خواب آور ( سبک ساز ) .
با یک بازنگری بر طبقه بندی های ذکر شده ، با در نظر داشتن اصول روان شناختی و بررسی ساختاری انواع موسیقی ، طبقه بندی زیر به عنوان تم های درمانی ِ بنیادین ، پیشنهاد می شود :
1- تم های آرام ساز Relaxation themes
2- تم های خُلق ساز Mood making themes
3- تم های جسمانی ساز somatiazation themes

بنابراین تعریف تم درمانی در واقع تجویز موسیقی بر اساس تم و تاثیر احساسی و شناختی ِ موسیقی است . در زیر به ویژگی های موسیقایی و روان شناختی هر یک از تم های بنیادین و موارد عمومی تجویز آنها اشاره می شود .

تم های آرام ساز
تم های آرام ساز دارای ریتم و ملودی ساده و یکنواخت بوده و حداقل القای خلق را دارا می باشند . تحریک کننده و مهیج نیستند . به عبارت دیگر ، از لحاظ هیجانی و عاطفی تقریبا خنثی است . تاثیرات روانی حرکتی در آنها اندک بوده و بیشتر در سطح شناخت اثر می گذارند .
در موسیقی جهان آثار بسیاری به ویژه در موسیقی های الکترونیک مانند بسیاری از آثار کیتارو ، ونجلیس و قطعات ارکسترهای پاپ مانند جاز ملایم ، دارای تم آرام بخش هستند . بسیاری از تک نوازی ها نیز تاثیر آرام بخش دارند . برخی از آثار کلاسیک غربی به ویژه سبک های باروک نیز مناسب می باشند .
موسیقی دستگاهی ایران ، به دلیل القاء خلق چندان مناسب این کاربرد نیست ، اما از این میان برخی از قطعات ماهور تم آرام بخش دارند . موسیقی های آرام ساز برای مطالعه ، رانندگی ، و محل کار می تواند مفید باشد . یکی از تقسیمات فرعی ِ تم های آرام ساز ، تم های خلسه ساز Trance-Making Themes است . از آنجا که خلسه در واقع نوعی آرامش پیشرونده و ناب تر است ، این تم ها نیز آرامشی عمیق تر و ناب تر را ایجاد می کنند . تم های آرام ساز ، با محدود کردن میدان توجه ، تاثیر بر امواج مغزی و کاهش ضربان قلب و تنفس ، حالتی از سبکی و خلسه به همراه آرامش عمیق را ایجاد می کند . به همین دلیل مناسب رانندگی و مطالعه نمی باشد و از آن می توان برای کاهش اضطراب ، بی خوابی و ایجاد حالت هیپنوتیزم ، آرام سازی و تمرینات مراقبه استفاده کرد . موسیقی های سماعی ( دف همراه ساز ) که ریتمی یکنواخت و یا چرخشی دارند ، برای ایجاد خلسه مناسبند .

تم های خُلق ساز

این تم ها دارای ریتم و ملودی غنی و متنوع هستند به طوری که منجر به القای خلق هایی همچون غم blue یا سرخوشی Elation می گردند. بسیاری از قطعات موسیقی اصیل ایرانی دارای چنین ویژگی هستند . با شنیدن این تم ها ، یک حالت خلقی ، بسته به نوع و شرایط روان شناختی شنونده ، ایجاد می گردد . موسیقی اغلب ِ فیلم ها نیز دارای ویژگی های خلق ساز می باشند . قطعات موسیقی اصیل ایرانی ، با آن که دارای ویژگی های تم های خلق ساز هستند ، اما گاه به دلیل تنظیم های خاص ، همچون تنظیم های الکترونیک ، برای شنونده ایرانی خاصیت آراتم ساز دارند – مثل پاییز در نیزار (جمشید عندلیبی – نی و پیانو و موسیقی الکترونیک ) – تم های خلق ساز دارای طیف وسیعی از آرام ساز تا جسمانی ساز هستند . کرانه آرام ساز آنها دارای حالتی خلسه ساز و کرانه جسمانی ساز آنها ، تم های نمایشی را به وجود می آورند .

تم های جسمانی ساز

این تم ها دارای ریتم و ملودی های بسیار متنوع و اغلب دینامیک قوی و تمپوی تند بوده ، به طوری که شنونده را به انجام حرکات بدنی وا می دارد ، تاثیرات روانی حرکتی و اتونومیک آن ها بالا است . این تم ها در سطح بدن عمل می کنند . در استفاده از این تم ها باید به عامل زمان و شرایط روان شناختی شنونده توجه گردد . به طوری که یک تم جسمانی ساز به هنگام خواب ممکن است علاوه بر بی خوابی منجر به سر دردهای تنشی گردد .
یکی از تقسیمات فرعی این تم ، تم های نیرو ساز Force – Making Themes می باشد که در آن ها ، عامل ریتم و دینامیک اهمیت ویژه ای دارد و اغلب برای فعّالیت های ورزشی مناسب است . از دیگر تقسیمات فرعی تم های جسمانی ساز ، تم های نمایشی Hysteroid Themes می باشد که در واقع یک تم ترکیبی است ، زیرا دارای عناصری از تم خلق ساز می باشد . انواع موسیقی های شش هشتم ایرانی ، راک و ... دارای چنین حالاتی هستند . یکی از کاربردهای تم های جسمانی ساز ، در صورت استفاده مناسب ، تخلیه هیجانات است .

جایگاه علمی و عملی موسیقی درمانی

در طبقه بندی های سازمان بهداشت جهانی WHO و انستیتو سلامت ملی آمریکا NIH از درمان های مکمل و جایگزین CAM ، موسیقی درمانی به عنوان یکی از روش های هماهنگ سازی ذهن – بدن قرار گرفته است . ویژگی های این گروه از روش های درمانی ، کل نگری ، درمان فرد – محور ( و نه بیماری محور ) ، تاکید بر شیوه زندگی ، ارتباط و یگانگی با طبیعت و توجه به ابعاد معنایی سلامت است .
در پژوهش های علمی بسیاری اثر بخشی موسیقی در درمان اختلالات شناختی – رفتاری مانند اضطراب ، افسردگی ، بیش فعالی ، اوتیسم ، ناتوانی یادگیری ، اختلالات گفتاری ، روان پریشی و عقب ماندگی ذهنی و نیز مشکلات جسمانی مانند سر دردهای میگرنی و تنشی ، درد مزمن ، ناراحتی های تنفسی ، بیماری های عروق کرونر قلب ، فشار خون بالا ، تهوع ناشی از شیمی درمانی و همچنین در تسهیل زایمان و القاء بی حسی و بیهوشی ، به اثبات رسیده است .


منبع: انجمن ادبي شفيقي

گونه های رایج موسیقی محلی جنوب ایران

یزله یا هوسه یکی از گونه های رایج موسیقی محلی جنوب ایران است. یزله به وسیله گروهی از خوانندگان غیر حرفهای اجرا میشود و فقط با دست زدن همراه است. در این موسیقی، نغمه بیش از همه حائز اهمیت است و به متن چندان اهمیتی داده نمیشود .



سبالو یکی ديگر از شکلهای معمول محلی موسیقی جنوب ایران است که آوازی است که با دایره همراهی میگردد و به وسیله خوانندگانی که دایرهوار کنار هم می نشینند، اجرا میشود. خوانندگان هم زمان با اجرای سبالو، شانههای خود را به طرف راست و چپ منظماً حرکت می دهند. رقص و موسیقی سبالو متأثر از موسیقی افریقایی است.


لیوا گونه ای از موسیقی بومی ناحیه جنوب ایران است که نوعی از اجرای موسیقی محلی بندری بوده که از موسیقی عربی و افریقایی به ویژه کرانههای زنگبار متاثر شده و به این دیار آمده است. در این نوع اجرای موسیقی از دهلهای بزرگ و کوچک همچون پیپه، جفه، پونکه و تویری استفاده میشود. این نوع موسیقی بیشتر در مراسم شادی و سرور اجرا شده و با آن رقص فردی و جمعی با ضرباهنگهای خاص اجرا میگردد.


موسیقی زار یکی از موسیقیهای محلی جنوب ایران است. در مراسم زار از سازهای گوناگونی استفاده میشود. یکی از این سازها تنبیره یا تنبوره نام دارد، که فقط توسط بابازار یا شخص دیگری که او اجازه بدهد نواخته میشود. مضراب این ساز از شاخ گاو یا گوسفندی که برای اجرای مراسم قربانی شده ساخته میشود. آهنگ خون که آهنگی با ضرباهنگ تند است و هنگامیکه خون را می آورند اجرا میشود جزئی از موسیقی زار به شمار میآید .


منبع: انجمن ادبي شفيقي

مهد موسيقي در ايران

مهد موسيقي در ايران

 

موسيقي در کردستان

کردستان را بايد مهد موسيقي ايراني قلمداد کرد، زيرا موسيقي کردي با موسيقي هاي باستاني ايران نسبتي تمام و کمال دارد. در ميان انواع بي نظير موسيقي کردي، "هوره" و "شمشال" از همه قديمي ترند. قدمت برخي از انواع موسيقي، به بيش از هزار سال و حتي به پيش از ظهور اسلام در ايران مي رسد.


موسيقي کردي را از لحاظ قدمت شايد بتوان به دو گروه تقسيم کرد:

موسيقي باستاني که با عناويني چون هوره، موره، لوره و سياچمانه (سياه چشمان)، چوپي و نغمه هاي سماعي- سنتي شناخته مي شود و عموماً بدون کلمات اضافي بر اشعار ده هجايي استوار است. نوع آييني اين موسيقي، مرثيه گون و وصف حال آن را حقيقي و نوع غنايي آن را مجاز مي دانند.

گروه دوم در برگيرنده نغماتي چون صمد لچکي، مقام الله ويسي، مقام کوچه باغي، صمد مسگري و ترانه هاي ملوديک است که بر اشعار مجازي و گاه عروضي استوارند.

بيت خواني:

در کردستان نوع ديگري از موسيقي وجود دارد که به آن "بيت خواني" مي گويند که احتمالاً مترادف "گاتاخواني" يا "گاساخواني" است. بيت خواني مبتني بر نغمه اي کاملاً ساده و بدون رعايت وزن و قافيه و نظم است که در بيان جنگ سرداران و بزرگان ديني و آييني و ملي اجرا مي شود.

اصولاً موسيقي در کردستان در چند بخش اجرا مي شود:

موسيقي مقامي:

 مقام هاي کردي عبارت اند از: الاويسي، هيران و قطار. در اين مقام ها نوازندگان شماري از گوشه هاي موسيقي ملي ايران را که در دستگاه ها و مقام هاي موسيقي ملي تجلي يافته، به سبک ويژه اي مي نوازند.

بخشي از گوشه هاي موسيقي مقامي کهن ايران در اين سرزمين حفظ شده است. مقام هاي موسيقي کردي از نظر پيوستگي فرهنگي کردها با ساير اقوام ايراني و نيز دارا بودن جلوه هاي کهن موسيقي ايراني، از ارزش بسيار برخوردار است.

موسيقي آوازي:

اين موسيقي در دو سبک و شيوه به نام هاي هوره و سياچمانه اجرا مي شود. به نظر مي رسد که واژه هوره از "اهورا" يا "اهوره" گرفته شده باشد. "هوره" آوازهاي کهن است که در بعضي از انواع آن، روايت هاي مربوط به اديان باستان ايراني و تقدس " آگر" (آتش) يافت مي شود. اشعار آن مجازي است و از اين لحاظ شباهت با اوستا دارد.

در گذشته اوستا را با لحني آهنگين مي خواندند. به اين ترتيب شايد بتوان گفت هوره خواني" همان "اهوراخواني" بوده که در وصف "سرور دانايان" خوانده مي شد.

موسيقي مذهبي: موسيقي مذهبي به دو صورت اجرا مي شود:

موسيقي عزا:

که چمري نيز ناميده مي شود، مراسمي است که در سوگ بزرگي، پهلواني و يا رييسي اجرا مي شود. شيوه اجراي مراسم و عظمت آن يادآور سوگ سياوش است.

نواي ماه رمضان:

(سحري و بيدار باش) نواي ويژه ماه رمضان که در زمان سحر و مغرب براي آگاهي مردم اجرا مي شود، داراي دو نوا و ريتم است.

موسيقي در کردستان

موسيقي حماسي:

اين موسيقي به نام "هه ل په رکي" يا "هه ل په رين" شهرت دارد و به معني حمله کردن است. اين رقص قدمتي بسيار کهن دارد و از روزگار پرستش خدايان در دوران مهرپرستي که در مهرابه ها اجرا مي شد، به يادگار مانده است.

مراسم "هه ل په رکي" عبارت از هفت ريتم اصلي است که به ترتيب با ساز و همراهي اجرا کنندگان انجام مي شود. ريتم آن از کند و آرام و گريان شروع مي شود و به ريتم هيجاني (سجار) پايان مي يابد. در ميان آن ريتم هاي ديگري مانند سي پا، فتاحي و پشت پا، زنگي و خانوميري، فتاح پاشايي، گه ريان، شه لان، چه پي، سقزي، کرماشاني و مريواني نيز با دوزله و ضرب اجرا مي شود.

ريتم هاي "هه ل په رکي" شامل ريتم هاي گريان، چپ و راست. لبلان، خان اميري، سجار، شلان و آروغان است. از اين ميان ريتم چپ و راست (فتاحي و پشت پا) در همه مناطق عشاير ايران اجرا مي شود.

ريتم گريان در منطقه سنندج و اطراف آن تا مرزهاي سقز در شمال و همدان و کرمانشاه در جنوب اجرا مي شود. در مريوان ريتم سه پا معروف به راستا و "هه ل گردن" اجرا مي شود.

مراسم ذکر در تکيه هاي دراويش قادري با نواختن دف و ني در جم خانه هاي اهل حق در کرمانشاهان و اورامانات با نواختن دف و تنبور اجرا مي شود.

رقص سونه يا رقص مرغابي با آهنگ لبلان اجرا مي شود.

موسيقي سوارکاران:

مراسم اسب دواني در سراسر روستاها و دشت هاي استان کردستان با آيين و مراسم خاص، در جشن ها و آيين هاي ملي مردم انجام مي شود.

اين مراسم با نواي سواران که از ريتم تندي برخوردار است. همراه مي شود. در مراسم عروسي- چون در روستاها عروس را با اسب به خانه داماد مي برند- نواي سواران با ريتمي آرام و ملايم اجرا مي شود.

موسيقي در کردستان

سازهاي محلي

شمشال: از قديمي ترين و رايج ترين سازهاي کردستان، شمشال است که در واقع همان ني چوپان است و از لوله فلزي ساخته شده و در مراسم عروسي و شادي همراه با آواز به صورت تک نوازي به کار مي رود. اين ساز در عزا نيز کاربرد دارد.

دف: يکي از سازهاي سنتي خانقاه است که در مراسم ذکر نواخته مي شود و گاهي با "طاس" همراه است.

طاس: سازي کوبه اي است که کاسه آن از جنس مس است و روي آن پوست مي کشند و با چوب، تسمه چرمي يا لاستيکي بر آن مي کوبند. استفاده از طاس در مرحله ذکر و قيام صورت مي گيرد.

از ديگر سازهاي محلي مي توان از سورنا، دوزله و نرم ناي نام برد که با آنها همه نوع آهنگي نواخته مي شود. اين سازها به ويژه در آهنگ هاي رقص که با دهل، دايره يا تمبک همراهي مي شود، کاربرد دارد. توسط اين ساز نغماتي با عناوين حيران، گريان، فتاح پاشايي، لبلان، زنگي، زنگي، سه جار و شلان اجرا مي شود.




منبع: سيماي ميراث فرهنگي کردستان

موسیقی کردی

 

تاریخ نویسان و موسیقی دانان معروف جهان معتقدند كه كردستان مهد تمدن موسیقی جهان به حساب می‌آید.


" گزنفون " تاریخ نویس یونانی در این‌باره نوشته است: در سال ‪ ۴۰۱‬قبل از میلاد، بعد از حمله یونان به ایران و شكست كوروش هخامنشی از یونانیها، هنگامی كه لشگر یونان قصد بازگشت از كردستان را داشت، كردها با خواندن نغمه‌ها و سرودهای دسته‌جمعی یونانیها را مورد حمله قرار دادند.


گزنفون افزوده است، كه چگونه كردها در آن زمان با هنر موسیقی آشنایی داشتند و حتی از آن در جنگها هم استفاده می‌كردند.

در ویژه‌نامه موسیقیایی " فاسكه كه " كه در فرانسه منتشر می‌شود، آمده است كه ایران قدیم و سرزمین "میسوپوتامیا" یعنی جایگاهی كه كردها اكنون در آن سكونت دارند، قدیمی‌ترین مهد موسیقی جهان بوده است.

به نوشته این نشریه، تمام ملودیهای ایرانی در اینجا منظور ایرانی بودن ملودیها است، یعنی جایی كه فرهنگ آریایی در آنجا حضور داشته است- نه مرز جعرافیایی و سیاسی ایران كنونی در جهان بی‌همتا و بی‌نظیر است.

قوم كرد به عنوان یكی از قدیمی‌ترین اقوام آریایی به علت بهره بردن از فرهنگ غنی ایرانی دارای اصیلترین موسیقی و ملودیهای جاودان و بزرگ است.

برای دستیابی به غنای موسیقی كردی باید از زرتشت و فرقه اهل حق شروع كرد، زیرا اگر كرد خود را وارث تمدن ماد می‌داند، زرتشت نوه به حق مادهاست و پیروان اهل حق نیز، به حق كرد هستند و در كردستان زندگی می‌كنند و به زبان كردی گورانی سخن می‌گویند.

بر اساس كتابهای قدیمی اهل حق، هنر موسیقی از زمانهای قدیم مورد توجه مردم این آیین بوده است.

در نامه سرانجام (سرود یارسان) یكی از قدیمی‌ترین كتابهای اهل حق آمده است: " زمانی كه خداوند قصد داشت روح را در كالبد آدم بدماند، روح در كالبد آدم قرار نگرفت تا اینكه بعد از ‪ ۴۰‬روز خداوند به بنیامین، دستور داد كه روح را در كالبد آدم بدماند و بنیامین آوازی برای روح خواند و روح در كالبد آدم جای گرفت".

موسیقی كردی در میان مردم كردستان دارای یك پیوند ناگسستنی با زندگی روزمره مردم است، بسیاری از صاحب نظران كرد معتقدند: موسیقی كردی یكی از اصیل‌ترین موسیقیهای ایرانی است كه با گذشت قرنها ویژگیهای خود را در فولكلور عامه كرد زبانهای ایرانی حفظ كرده است.

سازهای رایج در موسیقی كردی نی، سورنا، نایه، دهل، تنبك، تنبور و كمانچه است.

به طور كلی در موسیقی ایرانی ملودیهایی در قالب هفت دستگاه ماهور، شور، نوا، همایون، سه‌گاه، چهارگاه و پنج گاه جای می‌گیرند.

اما غیر از هفت دستگاه معروف فوق یك دستگاه مشهور دیگر وجود دارد و آن دستگاه " اصفهان " می‌باشد.

بسیاری از موسیقیدانان معتقدند این دستگاه بخشی از دستگاه شور است و بسیاری دیگر بر این باورند كه شاخه‌ای از همایون است.

آوازهای " قه‌تاری " كردی در همین دستگاه جای می‌گیرند.

در میان هفت دستگاه فوق، دستگاه شور از سایر دستگاه‌ها وسیعتر و بزرگتر است زیرا اگر چه در سایر دستگاه‌ها، چندین آواز دیگر جای می‌گیرد، اما دستگاه شور علاوه بر این خود دارای چندین " گوشه " دیگر می‌باشد. این گوشه‌ها شامل ابوعطا، بیات ترك یا بیات زند، افشاری یاهه وشار، ده‌شتی و بیات كرد می‌باشد.

بسیاری از آوازهای كردی مانند كابوكی، شاییك ده‌گری، گول نیشان گول نیشان و اكثر آوازهای حیران در دستگاه شور جای دارند. هنر موسیقی هر ملتی وقتی پیشرفت می‌كند كه فرهنگ ملی آن دیار، مورد توجه باشد و شرط پیشرفت، توسعه و احیاء آن در فرهنگ مردم نهفته است.

كردها به فرهنگ، زبان، ادبیات، سنت و موسیقی خود بسیار علاقه‌مند هستند و به همین دلیل در این مورد پیشرفت كرده‌اند. كردستان با دیرینه حماسی و عرفانیش، با صفا و سادگی عاطفی ساكنانش و با طبیعت بكر و دست نخورده‌اش از روزگاران كهن تا به امروز همواره پرورنده موسیق دانان بزرگی در آغوش خود بوده است.

موسیقی كردی دارای شیوه‌ها و آوازهای مختلف است كه در زیر به آنها اشاره می‌كنیم.

"بیت " یكی از مهمترین مقامهای كلاسیك كردی است كه در جنگها، جوانمردیها و حماسه‌ها به كار برده می‌شود و در ستایش خالق یكتا و پیامبر گفته شده و در موسیقی غربی به آن(‪ (prose poem‬می‌گویند، نام دیگر آن در موسیقی كردی " بالوره " می‌باشد.

بالوره گویان، بی‌پرده و بی‌واهمه آوازشان را از هر قسم كه باشد سر می‌دهند زیرا می‌دانند كه كسی از آنان دلتنگ نمی‌شود.

بیت خوانی مبتنی بر نغمه‌های كاملا ساده و بدون رعایت وزن و قافیه است.

این آواز كردی بیشتر در مناطق مهاباد، مكریان و بوكان نواخته می‌شود.

" سوز و مقام " یكی دیگر از انواع شیوه‌های موسیقی كردی می‌باشد، مهمترین ویژگی این آواز كردی توجه به سوز درون، شكایت و زاری می‌باشد و چون با قدرت تمام صورت می‌گیرد به آن سوز و مقام می‌گویند.

این آواز در اكثر مناطق كردستان وجود دارد.

" سیاه چمانه " یكی دیگر از مهمترین آوازهای كردی می‌باشد، این آواز به شكل هجایی و در قالب ‪ ۱۰‬هجایی و دو مصراعی به سبك و سیاق ایرانیان كهن سروده می‌شود و به علت همزیستی با مسایل عرفانی رنگ و بوی جدیدی هم به خود گرفته است و در پاره‌ای مواقع به مقام شیخانه یا صوفیانه هم می‌گویند.

" شمس قیس رازی " در كتاب "المعجم فی معاییر اشعار عجم" به سیاه چمانه اشاره می‌كند و می‌گوید كه این آواز مختص منطقه هورامان كردستان می‌باشد كه دارای ‪ ۱۵‬مقام نغمگی می‌باشد.

در مورد وجه تسمیه سیاه چمانه نظرهای گوناگونی وجود دارد اما براساس یك نظریه معروف واژه سیاه به معنای رنگ سیاه و چمان كه همان جمان بوده از كلمه كردی جامه گرفته شده است و به نام جامه سیاه در آمده است و منظور كسی بوده كه در موقع خواندن این آواز جامه مشكی می‌پوشیده است.

این موسیقی بیشتر در مناطق اورامان، پاوه، نودشه، نوسود، مریوان و غرب سنندج نواخته می‌شود.

" هوره " از دیگر شیوه‌های موسیقی كردی می‌باشد، این آواز یك مقام بسیار زیباست كه سوگ، ماتم، غریبی و عزاداری را به شیوه‌های ملیح و متین به گوش شنونده می‌رساند.

اعتقاد موسیقی دانان این است كه هوره همان ستایش اهورامزدا بوده است و كردها كه پیروان آیین زرتشت بوده‌اند، با اهورامزداشروع به خواندن می‌كنند.

این آواز در كرمانشاه، ایلام، لرستان، سرپل زهاب، اسلام‌آباد، كرند غرب، گیلان غرب، هرسین، ماهیدشت و سنقروكلیایی نواخته می‌شود.

یكی دیگر از آوازهای كردی " حیران " می‌باشد كه از دل بیت سر در آورده و اغلب از متنی عاشقانه و پرسوز و گداز با توسل جستن به خالق یكتا، ائمه و پیامبران برخوردار است.

این آواز بیشتر در مناطق مكریان و مهاباد وجود دارد.

" لاووك " یا لاوژه از دیگر آوازهای كردی می‌باشد كه از ترانه‌های كلاسیك كردی سرچشمه گرفته است و در میان كردهای خراسان به مقامهای ( لو و هی له لو شوان) خوانده می‌شود.

این مقام مخصوص زنان است و وجه تمایز" لاووك " با "حیران" در نوع زبان شعری به كار رفته در آن می‌باشد.

لاووك به طور كلی به گویش زبان كردی سورانی اجرا می‌شود.

این آواز در تمام مناطقی كه به زبان كردی كرمانجی صحبت می‌كنند وجود دارد.

" گورانی" باشكوهترین و بزرگترین شیوه موسیقی كردی می‌باشد، این آواز عظیم‌ترین دسته نغمات در موسیقی كردی را دارد و كهنترین بخش ادبیات موسیقی كردی را شامل می‌شود.

اشعار گورانی ‪ ۱۰‬هجایی می‌باشد و در تمام مناطق كردستان این آواز به اجرا در می‌آید.

در زبان عامه به تمام شیوه‌ها و آوازهای موسیقی كردی گورانی نیز گفته می‌شود.

" چمری " نیز از آوازهای موسیقی كردی است كه به پاس تجلیل از وجود با ارزش از دست رفته‌ای اجرا می‌شود.

این آواز به معنای شیون، عزا و نهال قامت خم شده است، چمری همانند نوحه‌خوانی در فارسی است و در مناطق مختلف ایلام، لرستان و كرمانشاه طرفداران زیادی دارد.

اما موسیقی كردی وسیعتر از این است كه بتوان آن را در قالب آوازها یا شیوه‌های محدود و مشخصی گنجاند.

موسیقی كردی بازتاب غنای روحی و معنوی مردم است و در عین حال تریبونی برای تفسیر مسایل عمیق جامعه می‌باشد.

نغماتی از قبیل مقامهای الله‌ویسی، كوچه باغی، صمد عسكری و ترانه‌های ملودیكی نیز در موسیقی كردی وجود دارند كه بر اشعار هجایی و گاه عروضی استوارند.

اگر چه گفته شد كه مقامها و آوازهای كردی، جزیی از موسیقی قدیمی ایران است ولی منظور این نیست كه تمام مقامها و آوازهای كردی، بدون كم و كاست، در چارچوب دستگاه‌های سنتی ایران قرار می‌گیرند.

بعضی از آوازها و مقامهای كردی مانند سیاه‌چمانه و هوره در موسیقی كردی وجود دارند كه در داخل دستگاه‌های موسیقی ایرانی جای نمی‌گیرند و یك دستگاه خاص را می‌طلبند.

علت مصونیت این آوازها از موسیقی ایرانی این است كه این مقامها و آوازها بازمانده موسیقی غنی گاتای آیین زرتشت است و هجای این شعر نیز در ردیفهای عروضی جای نمی‌گیرد و جغرافیای سخت و آغوش گرم هورامان مانند سپری از این آوازها دفاع كرده است.

موسیقی كردی از دیرباز دارای ویژگی، غنا، ریشه و اصالت بوده است و به صورت سینه به سینه نقل شده است.

علاوه بر شناخت انواع ریتمهای موسیقی و ملودیهای كردی شناخت انواع رقص- های كردی كه با موسیقی كردی همگام هستند به دور از لطف نیست.

رقصهای محلی كردی را به دو دسته رقصهای مذهبی و رقصهای محلی كردی می توان تقسیم كرد.

منظور از رقصهای مذهبی، حركات پر شور دراوایش می‌باشد كه به سماع معروف بوده و در تكایا اجرا می‌شود در این نوع رقص دراویش در عالم بیخودی حركات سر و گردن خود را موسیقی ریتمیك هماهنگ كرده اصطلاحا در وجد به سماع می‌پردازند.

رقصهای محلی كردی عشیره‌ای ، می‌توان از ریشه‌دارترین و كهن‌ترین رقصها دانست، "هل پرین" یا رقص كردی در گذشته تنها با هدف آماده‌سازی و تقویت نیروی جسمانی و روحی مردم مناطق كردنشین انجام می‌شد.

مردمان این مناطق در گذشته‌های نه چندان دور همواره شاهد جنگهای قبیله‌ای بودند و همین امر حفظ و آمادگی همیشگی را طلب می‌كرد لذا مردمان این مناطق در وقفه‌های بین جنگها و به مناسبتهای مختلف دست در دست یكدیگر آمادگی رزمی و شور و همبستگی پولادین خویش را به رخ دشمنان می‌كشیدند.

رقص كردی را یك رقص رزمی می‌دانند كه دارای صلابت و متانتی خاص بوده و یادآور یكپارچگی این مردمان غیور در تمامی ادوار می‌باشد.

امروزه مجموع این رقصها را "چوپی" می‌گویند كه معمولا به صورت دسته‌جمعی اجرا می‌شوند.

رقصهای محلی با موسیقی كردی پیوندی ابدی داشته و معمولا زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره‌وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی می‌پردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو(یعنی گندم و جو) می‌نامند( در منطقه مهاباد به آن رشبلك می‌گویند).

در این رقصها معمولا یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران می‌شناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان می‌ایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری می‌دهد.

این فرد كه سر چوپی كش نامیده می‌شود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان می‌افزاید.

در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در كنار سر چوپی كش به گونه‌ای قرار می‌گیرند كه هر یكی با دست چپ ، دست راست نفر بعد را می‌گیرد اصطلاحا این حالت را " گاوانی " نامیده می‌شود.

در رقصهای كردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یكپارچگی یك قوم ریشه دار را به تصویر می‌كشند برخی رقصهای كردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا می‌شوند و در برخی از رقصها یكی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی می‌پردازند و در این حالت معمولا رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی می‌كند كه اصطلاحا به این نوع رقص دو دستماله می‌گویند و بیشتر در كرمانشاه مرسوم است.

نمایشها و رقصهای كردی را می‌توان به چند قسمت اصلی ذیل تقسیم كرد:
‪ -۱‬گه ریان ‪ -۲‬پشت پا ‪ -۳‬هه لگرتن ‪ -۴‬فه تاح پاشا‪ -۵‬لب لان‪ -۶‬چه پی ‪ -۷‬زه زنگی ‪ -۸‬شه لایی ‪ -۹‬سی جار و ‪ -۱۰‬خان امیری.

گه‌ریان:
گه‌ریان در زبان كردی به معنی گشت و گذار و راه رفتن بوده و حركات مختص این رقص نیز معنای گشت و گذار در ذهن تداعی می‌كنند.

گه‌ریان دارای دو مقام بوده كه یكی متعلق به مناطق روستایی و دیگری مناطق شهری می‌باشد این رقص نرم و آهسته و با لطافتی خاص شروع شده و به تدریج تندتر می‌شود.

ملودی مربوط به این رقص با تنوع در ریتم و نوساناتی در اجرا تا پایان ادامه می‌یابد.

در این رقص در واقع تاثیر گشت و گذار در زندگی كردها به نمایش گذاشته می‌شود و تنوع ریتم در این رقص گویای تجربیاتی است كه در گشت و گذار به دست می‌آیند و می‌توان گفت این رقص زیبا تبلیغی است برای خوب نگریستن در اشیاو طبیعت.

این رقص زندگی با فراز و نشیب و زیر و بم هایش به تصویر كشده شده و بر ضرورت بینایی و كسب تجربه برای رویارویی با رودخانه پر تلاطم زندگی تاكید می‌شود.

این رقص، رقصندگان را برای رقصهای پر تحرك تر بعدی آماده می‌كند، تقریبا در كل مناطق كردنشین ملودی این رقص به شكلی یكسان نواخته می‌شود و در این رقص نخستین حركت با پای چپ آغاز شد و حركت پای دیگر همواره با سر ضربهای دهل كه معمولا با ریتم دو تایی اجرا می‌شوند عوض می‌شود.

پشت پا:
پشت پا رقصی است كه كمی تندتر از گه‌ریان اجرا شده و در بیشتر مناطق كردنشین مخصوص مردها می‌باشد رقص پشت پا همانطور كه از نامش پیداست انسان را به هوشیاری و به كارگیری تجارب می‌خواند تا مبادا شخص در زندگی از كسی پشت پا بخورد.

هه‌لگرتن:
هه‌لگرتن در لغت به معنای بلند كردن چیزی می‌باشد، این رقص بسیار پر جنب و جوش و شاد اجرا می‌شود كه با شور و جنب و جوش بسیار به سوی هدف روانه است.

ریتم تند ملودی مخصوص این رقص هر گونه كسالت و خمودی را نفی كرده و بر اهمیت نشاط و هدفمندی در زندگی تاكید دارد.

فتاح پاشایی:
فتاح از نظر لغوی به معنی جنبش و پایكوبی است، ملودی این رقص در سر تا سر كردستان به شكلی یكنواخت و با ریتمی تند اجرا می‌شود و لذا این رقص بسیار پر جنب و جوش می‌باشد بیشتر مردم كردستان از این رقص استقبال می‌كنند.

این رقص نشانگر انسانی است كه به شكرانه كسب موفقیتها و استفاده از نعمتهای خداوندی خوشحالی خود را به نمایش گذاشته است.

لب لان:
این رقص با ریتمی نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا می‌شود و می‌توان در آن لزوم تنوع در زندگی را مشاهده كرد، پس از اجرای پر جنب و جوش رقصها گه‌ریان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان می‌رقصند تا كمی استراحت كرده و تجدید قوا كنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهی كرده، وی را پس از طی مرحله ضروری شور و مستی به قلمرو تفكر دور اندیشی و باز نگری رهنمون می‌سازد در این رقص، شركت كنندگان آرامش خاصی را احساس می‌كنند.

چه‌پی:
چه‌پی همانطور كه اسمش پیداست به معنای چپ می‌باشد ملودی این آهنگ با وزن دو تایی اجرا شده و در بیشتر مناطق كردنشین از جمله كرمانشاه، كردستان، سنجابی، بسیار از آن استقبال می‌شود.

فلسفه این رقص قوت بخشیدن به قسمت چپ بدن می‌باشد چرا كه معمولا قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش كمتری داشته و به مرور زمان تنبل می‌شود و برای استفاده متعادل از تمامیت جسمانی همواره باید بكارگیری اعضاء سمت چپ بدن آنها را تقویت كرد.

به همین منظور در رقص چه پی قسمت چپ بدن تحرك بیشتری یافته و از خمودگی خارج میگردد، در منطقه كرمانشاه بیشتر زنها از این رقص استقبال می‌كنند.

زه‌نگی یا زندی:
در این رقص رقصندگان یك قدم به جلو گذاشته و سپس یك قدم به عقب می‌روند و این حالت تا پایان ادامه می‌یابد در این رقص ضرورت احتیاط، دوراندیشی و تجزیه و تحلیل عملكرد از جانب انسان به تصویر كشیده می‌شود، در واقع در این رقص سنجیده گام برداشتن تبلیغ می‌گردد.

شه لایی:
این رقص را كه با ریتم لنگ اجرا می‌شود می‌توان یك تراژدی شكست دانست در این رقص قدمها لنگان لنگان برداشته می‌شوند تا شكست در برابر چشمان حضار ترسیم گردد و در ترسیم این مصیبت كسی زبان به سخن نگشاید.

سه جار:
این نوع رقص با ریتم آرام و گاها تند است كه همان طور كه از اسمش بر می‌آید به معنی سه بار (سی در رسم الخط كردی ) است كه در آن سه حركت پا و سه حركت به جلو وجود دارد و به گونه‌ای یادآور عدد مقدس سه در فرهنگ فلكلوریك كردهاست.

خان امیری:
این رقص نیز با ریتمی تند همراه است و در آن دستی از هم باز و در بالا قرار می‌گیرد و حلقه‌ای بازتر و فراختر می‌سازد و بیشتر تناسبی است بین حركت دستها و پاها این رقص كه در آن گونه‌ای خودنمایی و غرور خانی نیز دیده می‌شود تداعی‌كننده پیروزی و پرواز پرندگان را در خاطر می‌آورد.


منبع: فرهنگ و هنر کردستان